کاکاپو

عکس فوری

در سال ۱۹۴۷ ادوین. اچ. لند نوآوری خود را در زمینه تولید عکس در یک دقیقه، اعلام داشت. از آن تاریخ به بعد فرایند پولاروید برای این منظور جنبه عمومی پیدا کرد. در این فرایند، پس از گرفتن عکس، فیلم پولاروید را به یک قطعه از کاغذ عکاسی تماس داده و بطور همزمان یک آمپول حاوی ماده ظهور و حلال نقره را شکسته و آن را روی فیلم پخش می‌کنند. وقتی که ماده ظهور دانه‌های‌ها لید نقره در امولسیون فیلم را احیا (حلال نقره)، با یون‌های نقره ظاهر نشده را جذب کرد.





آن را به لبه‌های کاغذ عکاسی منتقل می‌کند. ماده ظهور در تماس با یون‌های نقره حذف شده، آن را به نقره آزاد در تصویر مثبت تبدیل می‌کند.






تصویر رنگی در یک دقیقه

دوربین پولاروید می‌تواند در یک لحظه تصویر رنگی تولید می‌کند. فرایندهای شیمیایی مربوط به تولید عکس رنگی شبیه تصاویر بهتر باید تعادل دقیق و ظریفی بین ظاهر کننده‌ها و ترکیبات رنگی برقرار شود. نوری که به فیلم می‌رسد، نخست به لایه امولسیونی حساس به رنگ آبی برخورد می‌کند. بعد از عکس گرفتن عملیات ظاهر کردن فیلم با کشیده شدن آن بر روی یک حلقه دوار و همزمان با شکسته شدن یک لوله محتوی ماده بازی آغاز می‌شود. رنگهای پولاکالر تشکیل شده در فیلم منفی در لایه حساس نوری می‌نشینند در صورتی که مولکولهای ظاهر کننده، در بار توزیع می‌شود و در آنجا ضمن واکنش با تـثبیت کننده‌ها، رنگهای کامل برای ایجاد یک تصویر مثبت را به وجود می‌آورد.





عکاسی ریزنگاری
ریزنگاری یا میکروگرافی (به انگلیسی: Micrography) روشی است در عکاسی برای تهیه نگاره توسط ریزبین. این روش در علوم مختلف به خصوص در پزشکی و متالورژی و فناوری اطلاعات (IT) و امروزه در عکاسی هنری کاربرد دارد.






انواع

فوتومیکروگرافی

اختراع میکروسکوپ در قرن ۱۷ میلادی توسط آنتونی فان لیوونهوک، دید تازه‌ای به مردم بخصوص به پژوهش‌گران هدیه نمود ولی ۵۰ سال طول کشید تا با نصب دوربین عکاسی، قادر باشند از نمای زیر میکروسکوپ نوری، نگاره تهیه نمایند. به‌تدریج که دست‌یابی به بزرگنمایی‌های بیشتر امکان‌پذیر گردید، دنیای جدیدی در افق بینندهٔ عادی یا پژوهنده بوجودآمد.







الکترون‌میکروگرافی

نگاره‌های میکروسکوپ الکترونی کاربرد زیادی در پزشکی و ژنتیک و تحقیقات سلولی دارند.





عکاسی زیارتی
عکاسی زیارتی در زیر گروه عکاسی فوری قرار دارد و یکی از مردمی‌ترین انواع عکاسی است که در شهرهای زیارتی پا گرفته است. از ویژگیهای آن می‌توان به عدم ایجاد آرشیو و انتشار آن به دورترین نقاط داخل و خارج از کشور توسط مشتریان اشاره کرد. این عکاسیها از ابتدا در حول حرم مطهر رضوی شکل گرفته و همچنان ادامه حیات می‌دهند. در حال حاضر از حدود ۱۳۰۰ عکاسی در مشهد حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ عکاسی به این بخش تعلق دارد.






پیشینه

از ابتدای دوره پهلوی (۱۳۰۵ شمسی)، با رشد روز افزون عکاسی و ارزان شدن ابزار عکاسی، عکاسان فوری و دوره گرد به همراه دوربینهای چوبی، در اطراف حرم مطهر رضوی، در کنار بساطی‌های اجناس مختلف مورد نیاز زوار، مستقر شدند.از پیشگامان این کار می‌توان به ابراهیم ذهبی معروف به سیاح(عکاسخانه ایام ص ۶۳ تا ۶۸)ورسول عرب لین (زیر نویس مقاله گزارشی از عکاسی زیارتی)، اشاره داشت.در این نوع عکاسی، پسزمینه نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند. عکاسان در ابتدا با قرار دادن زائر در مقابل مجموعه حرم رضوی، از آنان عکس می‌گرفتند.سپس به دلیل محدودیت‌های کار در فضای باز و با الهام از پرده‌های پس زمینه مورد مصرف در آتلیه‌های عکاسی در عکس پرتره، و بهره گیری از نورپردازی با منابع نور مصنوعی، زائران جلوی پرده‌های نقاشی حرم و بارگاه می‌ایستادند و عکس می‌گرفتند. بتدریج ابزار دیگری نیز از جمله لباس و سربند عربی، ماکتهای آهو و شتر و.. به صحنه برای هرچه طبیعی تر به‌نظر رسیدن، مورد مصرف قرار گرفت. تا پیش از ورود عکاسی دیجیتال شیوه‌های مختلف مونتاژ عکس در پسزمینه‌ای عکسی نیز بشدت رونق گرفته بود. این مسئله با رشد تکنولوژی دیجیتال و کاربرد آن در این نوع عکاسی، در فضای کامپیوتر انجام می‌شود.






ویژگیهای عکاسی زیارتی

مهمترین ویژگی این نوع عکاسی، نداشتن آرشیو است و علت آن مشتری زائر است که برای چاپ مجدد مراجعه نمی‌کند و دلیلی برای ایجاد آرشیو نمی‌ماند. از دیگر ویژگیهای آن بارز بودن جنبه تقدس و یادگاری، استفاده از پسزمینه‌های منقش به تصاویر حرم رضوی و صحنه‌های مرتبط با سرگذشت امام رضا (ع)، سرعت بالای کار و ارائه تصویر، پایین بودن اطلاعات عکاسان این بخش از عکاسی، حضور عکاسان فصلی، عدم کنترل کیفیت کار توسط نهادهای مربوطه بدلیل کثرت آنان، تعداد بسیار بالای عکس گرفته شده در این نوع عکاسی در مدت کم، انتشار گسترده آن به دوردست‌ترین نقاط ایران و حتی خارج از ایران را می‌توان نام برد. کار تبلیغاتی این گروهبا استفاده از افرادی در جلوی مغازه‌های عکاسی صورت می‌گیرد که از عابران دعوت به گرفتن عکس می‌کنند. همچنین نمونه‌های فراوانی در بیرون از مغازه‌های عکاسی به نمایش گذاشته شده‌اند.






چیدمان عناصر در عکس

- پرده پسزمینه :پرده‌های پسزمینه با چند مضمون وجود دارند از جمله :سقاخانه، صحن نو، ضریح، ضامن و، گنبد، صحنه مسموم کردن امام رضا توسط مامون، و اخیراً پرده تصویر حضرت ابوالفضل. ویژگی‌های پرده‌ها: رنگ مصرفی از انواع پلاستیک و قابل شستشو است. قلم مصرفی درشتو به ریزه کاریها توجه نمی‌شود. رنگها کنتراستهو حجم سازی کمتر انجام می‌شود.پرسپکتیودر مناظر بطور ناقص انجام شده و در واقع این پرده‌ها یاد آور نقاشی‌های قهوه خانه‌ای هستند.قدیمی‌ترین پرده پسزمینه موجودکه توسط رسول عرب لین کشده شده، در حال حاضر در مشهد در عکاسی حمید عرب لین موجود است. این پرده در سال ۱۳۴۲ کشیده شده‌است. -بجز پرده ازابزار دیگر حاضر در صحنهمی توان به لباس‌های هندی و عربی و...مجسمه‌های فایبر گلاس آهو و شترو پاپا نوئل، کشکول و تبرزین و عکسهای چاپ شده روی ورقهای پلاکسی گلاس اشاره کرد.






مشتریان

مشتریان این بخش از نظر اقتصادی طیف گسترده‌ای دارند. مشتریان ساکن در مسافرخانه هاو هتلهای خیابان طبرسی در بخش شمالی فلکه حضرت، از رفاه نسبی کمتر و بخش جنوبی خیابانامام رضا وضعیت اقتصادی بهتری دارند. از نظر ملیتی بجز ایرانیان از اقصی نقاط کشور، عربهای حوزه خلیج فارسو عراقیها نیز اخیراً به مشتریان پرو پا قرص این نوع عکاسی تبدیل شده‌اند.






رویکرد تازه در این نوع عکاسی

عکاسان این بخش طی سالهای کار خود، همیشه به این خواست مشتری که قرار گرفتن در طبیعی‌ترین و واقعی‌ترین منظرهٔ حرم و بارگاه رضوی بوده توجه داشته‌اند و در این راستا در دورانهای مختلف سعی در ایجاد تصاویری هرچه شبیه تر به واقعیت کرده‌اند.فتو مونتاژهاو کلاژهای عکسی در سالهای پیش به سختی انجام می‌شد. پس از پیدایش دوربین‌های دیجیتال و امکانات کار در کامپیوتر، در این بخش استفاده‌های بسیار از آن شده و عکاسان خلاقتر به ایجاد تصاویری با کیفیت بهتر و متنوع تر دست زده‌اند. پیامد استفاده از کامپیوتر شغل جدیدی رادر این بخش باعث شده که همان «مباشران فنی» هستند. کار چاپ عکسهای ایجاد شده در این گروه در پنج لابراتوار مستقر در محدوده حرم رضوی انجام می‌شود.

طی سالهای اخیر به دلایل زیر این نوع عکاسی علی‌رغم امکان عکسبرداری با دوربین شخصی و تلفن همراه برای زائران، از رشد بالایی برخوردار بوده است. دلایل: رشد جمعیت، نبودن کار، راحتی کار با دوربینهای دیجیتال، کاهش کنترل‌های صنفی و بالا بودن میزان تقاضا.






انجام

عکاسی زیارتی طی دوران حضور خود توانسته با تغییرات تکنولوژی تطبیق یافته و نقض خود را بخوبی به انجام م برساند. از ابتدا تا کنون، در پس این زایش و استمرار، تئوری مدونی وجود ندارد و تنها پاسخ به نیازی است که از عمق جان مشتریان برای بردن سوغات و یادگاری از سفری مقدس به دیار خود بر آمده و عکاسان به این نیاز پاسخ گفته‌اند. به نظر می‌رسد این سیر رو به رشد همچنان در جریان است و برای این جریان از درون خود راه حل می‌جوید.





عکاسی زیر آب

عکاسی زیر آب، شاخه‌ای از عکاسی است که از آبزیان یا جاذبه‌های زیرآب عکسبرداری می‌شود.

کنترل حرکت، در عکّاسی زیرآب بسیار مهم است زیرا برخلاف سطح زمین سوژه‌ها و عکاس همیشه در حال جنبش و حرکت‌اند. انعکاس نور عامل دیگری است که تأثیر زیادی بر عکاسی زیر آب می‌گذارد. عکاس، هر چقدر عمیق‌تر در عمق آب فرو رود به نور کمتری دسترسی خواهید داشت و رنگ قرمز در عکسها برجسته‌تر می‌شود.

سوژه‌ها در زیر آب بسیار کوچک‌تر از سطح زمین توسط دوربین ثبت می‌شوند. عکاسان آماتور همیشه از دیدن عکس ماهی بزرگی که در زیر آب عکسبرداری کرده‌اند متعجب می‌شوند.





عکاسی سراسرنما
عکاسی وسیع (به انگلیسی: Panoramic photography) نوعی تکنیک عکاسی است که با استفاده از تجهیزات تخصصی و یا نرم‌افزارها، قطاری از تصاویر با پس‌زمینه طویل را نمایش می‌دهد. همچنین این اصطلاح به عکس‌هایی که نسبت به ابعادشان برش‌های گسترده خورده‌اند نیز اطلاق می‌شود.





عکاسی سیاه و سفید
عکاسی سیاه و سفید (به انگلیسی: Black and white) شاخه‌ای از عکاسی است که در آن، عنصر رنگ وجود ندارد و می‌توان از آن برای ایجاد فضاهای رمانتیک و رمزآلودی که از عهده عکاسی رنگی خارج است استفاده کرد. این نوع عکاسی با بهره‌گیری از سایه‌های قوی و طیف‌های خشن، سوژه را برجسته می‌کند و انتقال حس و مفهوم عکس را تسهیل می‌بخشد.





عکاسی صریح

عکاسی صریح، ژانری از عکاسی می باشد که در واکنش به افراط در اصول زیبایی شناختی عکاسان پیکتوریالیسم پدید آمد و بر ارائه جزئیات و ثبت دقیق و خودکار واقعیت، تأکید می داشت.
پدایش

چارلز شیلر پس از تهیه عکس هایی از خانه اش در پنسیلوانیا در سال ۱۹۱۷، آغاز زیبایی شناسی صریح را اعلام نمود. از ویژگی های این تصاویر می توان به کیفیات صوری آشکار نقاشی های کوبیستی اشاره کرد که در تقابل با محوسازی های پیکتوریالیستی بودند.






مدافعین

از عکاسان مدافع عکاسی صریح می توان به هانری کارتیه برسون، ادوارد وستون، انسل آدامز، آلفرد استیگلیتس و پل استرند اشاره داشت.





عکاسی عامیانه
عکاسی عامیانه شاخه‌ای از عکاسی است که تولید کنندگان آن مردم عادی و غیر حرفه‌ای هستند. برای مثال عکس‌های خانوادگی، از جمله متداول‌ترین عکس‌های عامیانه هستند.





عکاسی عروسی
عکاسی عروسی شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از جشن عروسی و حاشیه‌های آن عکسبرداری می‌شود.





عکاسی کودک
عکاسی کودک، ثبت روح کودکانگی اطفال و کودکان از بدو تولد بشمار می‌رود.
یک فیلم عکاسی، اولین چیزی است که یک مرد تازه پدر شده، بعد از خرید ضروریات، تهیه می‌کند.






سالهای عمر کودک

بچه‌ها و دوربین عکاسی به یکدیگر وابسته‌اند. از زمان تولد به بعد، از شیر خوارگی تا بلوغ، کودکان همواره توسط دوربین تعقیب می‌شوند. کودک معمولاً به این موضوع علاقه‌مند است، اگر چه اکثراً بیش از آن سرگرم است که توجهی به عکاسی بکند. او تقریباً همیشه می‌تواند باعث بوجود آمدن عکس خوبی باشد. والدین اکثر عکسهایی را که از لحظات زندگی کودک گرفته شده، دوست دارند و می‌خواهند آن لحظه‌ها را حفظ کنند. اگر این عکسها توسط افراد حرفه‌ایی گرفته شده باشند، اگر چه به نظر می‌رسد فاقد آن احساس و درکی هستند که پدرها و مادرهای واقعی می‌توانند نسبت به کودک داشته باشند، ولی از نظر مهارت فنی، می‌توانند مورد توجه واقع شوند. مثلاً، ثبت لحظه جادویی که یک مادر، غرق در خلسه، با توده سلولی نالان که دست و پا می‌زند و از گوشت و خون خود اوست (لحظه زائیده شدن)، تکنیک و مهارت خاصی را طلب می‌کند. هر پدر و مادری آن لحظه را به یاد می‌آورند. این لحظه را می‌توان تقریباً به همان واقعیتی که در خودِ لحظه بوده، در یک عکس حفظ کرد.

همه مراحل بچگی به همین‌گونه است، همه نقش‌هایی که یک نوجوان در حال رشد ایفاء می کند: چه جثه گوشت‌آلوی در حال تاتی پاپی که مثل یک بچه غول راه می‌رود، چه دختر خانم جوانِ مخالف سرا و عشوه‌گر و کنجگاو مردّد و چه جوان خیال باف و جنگجو. هیچ جا نمی توان موضوعی: به همه جانبگی، به ناشی‌گری، اغواء کنندگی، متغیری، و قابل اعتمادیِ (از جهت ارزش داشتن برای صرف وقت) بچه پیدا کرد.

از نظر همکاری با عکاس بچه‌ها بهترین موضوعات هستند. بچه‌ها بدون هیچ مقدمه‌ایی وارد فضای عکاسی می‌شوند، آنها از نشان دادن خود و ژست گرفتن لذت می‌برند و موضوعات خستگی‌ناپذیری می‌باشند، زیرا اساساً یک کودک خستگی‌ناپذیر است: حتی بچه‌ای که حوصله کوتاه او ‍(برای ایستادن در مقابل دوربین) ناگهان تمام می‌شود و خود را با فعالیت دیگری سرگرم می‌کند، موضوع بهتری برای عکاسی خواهد بود (زاویه دیگری برای عکاسی ایجاد خواهد کرد). جورج کراوز (George Krause)، که عکس‌هایش در این باره مشهور است، می گوید: " وقتی سالها پیش عکاسی از کودکان را شروع کردم، همه چیز را به غیر از بچه‌ها کنار گذاشتم، همانگونه که اکثر عکاسان این کار را می کنند، این ساده‌ترین راه برای شروع کار است".






رهنمودها

بعضی از رهنمودهای مفید در عکاسی کودک به قرار زیر است:

اجازه بدهید دوربین بخشی طبیعی از زندگی یک بچه باشد. استفاده هر چه بیشتر از دوربین، باعث می‌شود بچه بوجهی آسان آنرا قبول کند. در خصوص بچه‌های غریبه، با احتیاط کامل به آنها نزدیک شوید تا احساس غریبی نکنند.
به جای اینکه بچه را وادار کنید که حالتی راحت و غیر رسمی به خود بگیرد، خودتان راحت و غیر رسمی باشید. عکس‌های صمیمی از بچه‌های سرگرم کار، که با حداقل تحکم گرفته شده‌اند، معمولاً از بهترین عکس‌ها هستند.
مواردی وجود دارند، که می‌خواهید بچه عکس العمل آگاهانه‌ای به دوربین داشته باشد، ولی قبلاً مطمئن باشید که چه کاری می‌خواهید انجام بدهید، چون حوصله و دقت یک کودک کوتاه است.
کار عکسبرداری را هرگز کوتاه نکرده و زود به اتمام نرسانید. خاموش کردن شمع روز تولد عکسی است که هر مادر بزرگی آنرا می‌خواهد، ولی احتمالاً از عکسی که ۵ دقیقه بعد گرفته شده هم، به همان اندازه خوشش بیاید، یعنی زمانی که خامه‌ی کیک روی موهای بچه خشک شده است.
ارتفاع دوربین و زاویه عکسبرداری از اهمیت خاصی برخوردار است: اگر عکس را از ارتفاع بالا بگیرید نشان آن خواهد بود که بچه از چه سطحی به شما نگاه می‌کند، ولی اگر می‌خواهید دنیایی را که خود بچه می‌بیند نشان بدهید، هم سـطح دیدگان او عکس بگیرید، یا حتی پائین‌تر.
در مورد مصرف فیلم مضایقه نکنید. بچه‌ها خیلی پر تحرک هستند. حالات و ژست بدن آنها به قدری سریع عوض می‌شود که شما را مجبور می‌کند به همان سرعت، خود را با آنها انطباق دهید. با وجود این، گرفتن عکس‌های زیاد دلیل این نیست که بعضی از آنها ممکن است خوب از آب در بیاید. هر عکسی باید حساب شده و هدف دار گرقته شود.
عکاسان مد با پخش موسیقی به مدل‌های خود آرامش می‌دهند. این کار برای بچه‌ها هم می‌تواند کارساز باشد، مخصوصاً وقتی می‌خواهید از آنها پرتره بگیرید.
در حال عکسبرداری، درباره هر چیزی با بچه‌ها صحبت کنید، حتی در مورد عکس‌هایی که می‌گیرید. ماری کوسینداس (Marie Cosindas) بطور مداوم در مورد عکسی که می‌گیرد با خود بچه‌ها صحبت می‌کند. بنظر او این باعث می‌شود که بچه خود را در کاری که در حال انجام گرفتن است سهیم بداند.

اکثر بچه ها دوست دارند که در طرف مقابل خود رضایت ایجاد کنند، و خیلی از آنها، عکس گرفتن را نوعی تفریح به حساب می‌آورند. خود شما باید با این کار بصورتی بیش از یک تفریح بر خورد کنید. ویِن میلر (Wayne Miller) عکاس، برای هر کدام از چهار بچه‌اش چهار سال وقت صرف کرده، تا روز به روز عکس‌هایی از آنها تهیه کند. او می‌نویسد: "تمام دوره‌های این بچه‌ها، تا روز مرگ‌شان، از پیش چشمان من می‌گذشتند. ناکامی و شکست، موفقیت، شادمانی و پیروزی در طبیعت آنها حک می‌شد." برای شاهد بودن چنین چیزهایی از داخل لنز دوربین، و یا چشمان عادی، کافی است چیزهایی را از زندگی بیرون بکشیم که نباید نادیده انگاشته شوند.





عکاسی گلامور

عکاسی گلامور (به انگلیسی: Glamour photography) شاخه‌ای از عکاسی است که سوژهٔ آن معمولاً زن است و در حالت رمانتیک و سکسی به تصویر کشیده می‌شود. سوژه ممکن است ملبس یا نیمه‌برهنه باشد. این نوع عکاسی معمولاً با قراردادن سوژه در یک ترکیب‌بندی و ژست ایستاده و بدون حرکت است؛ سوژه‎های گلامور اغلب مانکن‌های حرفه‌ای هستند و عکس‌ها عموماً مصرف تجاری و تبلیغاتی دارند که شامل تولید انبوه برای تقویم و پوستر و همچنین در مجله‌های بزرگسال همچون پلی‌بوی استفاده می‌شود. البته گاهی اوقات عکس‌ها فقط برای استفادهٔ خصوصی و شخصی در نظر گرفته می‌شوند.

عکاسان برای ایجاد تصاویر زیبا و پُر زرق‌وبرق، از ترکیبی از لوازم آرایشی، نورپردازی و قلم بادی استفاده می‌کنند.





عکاسی مادون قرمز

عکاسی مادون قرمز تکنیکی است که در آن قسمت مرئی نور حذف می‌شود و فقط پرتوهای مادون قرمز ثبت می‌شوند. رفتار انعکاسی مادون قرمز با نور مرئی فرق دارد و چون چشم انسان مادون قرمز را نمی‌بیند، عکس‌هایی به وجود می‌آید که در واقعیت دیده نمی‌شوند. نمونه‌ای از تفاوت‌ها، انعکاس گیاهان است که در عکاسی مادون قرمز، به رنگ سفید ثبت می‌شوند.
فیلتر مادون قرمز

برای عکاسی مادون قرمز به فیلتر مادون قرمز نیاز است. این فیلتر نور مرئی را حذف می‌کند و فقط نور مادون قرمز را از خود عبور می‌دهد.






دوربین مناسب

برخی از دوربین‌ها بر روی سنسور خود، فیلتر سدکنندهٔ مادون قرمز دارند که نمی‌توان با آن‌ها عکاسی مادون قرمز کرد.





عکاسی ماکرو

عکاسی ماکرو یا تصویر برداری ماکرو نوعی عکاسی از نمای نزدیک، بطور معمول از سوژه‌های کوچک است. بطور کلاسیک سوژه موجود در یک تصویرماکرو بزرگ‌تر از اندازه آن در طبیعت بر روی نگاتیو بوده است. به هر شکل امروزه تصویر برداری ماکرو، تهیه تصویر از سوژه در ابعاد بزرگتر و واضح‌تر از آن چیزی است که در حیات دیده می‌شود.





عکاسی مد
عکاسی مُد، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از مُد و لباس همراه با مدل عکسبرداری می‌شود. این شاخه از عکاسی گونه‌ای از عکاسی تبلیغاتی نیز محسوب می‌شود. عکاسی مد شاخه ای از عکاسی است که در بیشتر مواقع نیاز به تجهیزات بسیاری دارد. پنکه های قوی ، رفلکتورها، سافت باکس هاوفلاش های چتری و... بهترین گونه لنز برای عکاسی مد لنز های زوم با فواصلی در حدود 70 تا 210 هستند تا در کوتاه ترین زمان ممکن به عکاس امکان انتخاب بهترین کادر را بدهند. معمولا در این شاخه از عکاسی دوربین برروی دست عکاس قرار دارد و به ندرت از سه پایه استفاده می شود تا هم خود عکاس احساس بهتری در برقراری ارتباط با سوژه داشته باشد و هم سوژه با راحتی بیشتر حرکات مورد درخواست عکاس را انجام دهد.





عکاسی مستند

عکاسی مستند، شاخه‌ای از عکاسی است در آن عکاس رخدادهای پیرامونش را ثبت می‌کند و می‌کوشد از موضوع، (عموما مردم) بی‌طرفانه، عکسی واقعیت‌گرا، واقع‌نما و راستگو ارائه دهد.

واژهٔ عکاسی مستند در سال‌های رکود اقتصادی کاربرد پیدا کرد؛ زمانی که شرایط اسف‌بار کشاورزان باعث شد مردم آمریکا نیاز به اصلاحات اجتماعی را احساس کنند. عکس‌هایی که در آن‌ها، پس کوچه‌های کثیف و شرایط رقت‌بار شهری را تصویر کرده بود.

تصویر در عکاسی مستند یک سند تاریخی به حساب می‌آید. عکس‌های مستند در کنار محسنات زیبایی‌شناسانه و هنری، بیشتر به منظور تحولات اجتماعی و سیاسی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند چراکه واقعیت را همانطور که هست به ثبت می‌رسانند. به عبارت ساده‌تر، در این نوع عکاسی تصویر نقش یک شاهد و مدرک را برای اثبات وجود یک وضعیت خاص به عهده دارد.

از طریق عکس‌های مستند، بیننده از فرهنگ، سیاست و موقعیت‌های اجتماعی سایر مردم دنیا اطلاعات درستی به دست می‌آورد. بدون شک این شکل از عکاسی با به نمایش درآوردن مشکل فراگیر فقر، نقش بسیار مهمی در آگاه سازی مردم آمریکا از موقعیت اجتماعی کشور در رکود بزرگ سال ۱۹۳۰ داشته‌است.

به عبارت ساده‌تر، در این نوع عکاسی تصویر نفش یک شاهد و مدرک را برای اثباب وجود یک وضعیت خاص به عهده دارد. لوییس هین و جیمز ون دو پیشگام در عرصه عکاسی مستند هستند.





عکاسی معماری

عکاسی معماری، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از آثار معماری و ساختمان‌ها عکسبرداری می‌شود.






زاویهٔ دید و لنز

برای عکاسی معماری، دو فاکتور زاویه دید و نوع لنز مهم‌اند، زیرا معمولاً آثار معماری بزرگ هستند و عکاس هم نمی‌تواند به اندازهٔ کافی از آن‌ها فاصله بگیرد؛ به همین دلیل لازم است که زاویهٔ دید لنز زیاد باشد، یعنی فاصله کانونی کم باشد تا عکاس بتواند همهٔ ساختمان و بنا را در کادر جا دهد.





عکاسی مفهومی

عکاسی مفهومی شاخه‌ای از عکاسی است که در آن، هنرمند به دنبال خلق یک مفهوم یا ایده توسط یک عکس است. عکس مفهومی باید بیننده را به تفکر وا دارد. عکس‌های همهٔ دسته‌های عکاسی می‌توانند در صورت القای مفهومی خاص به بیننده در این دسته نیز قرار گیرند.





عکاسی نجومی

به وسیلهٔ تلسکوپ و با روش‌های مختلف از ستاره‌ها و سیارات عکس گرفته می‌شود. تلسکوپ به عنوان لنزی بسیار قوی عمل می‌کند تا اجرام آسمانی نزدیک تر به نظر بیایند. این تصویر در دوربین بر روی فیلم ثبت می‌شود. زمان نوردهی معمولاً از چند دقیقه تا چند ساعت است. البته با دوربین عکاسی و با هر لنزی می‌توان از ستاره‌ها و سیارات نزدیک عکس گرفت.

هنر عکاسی به طور کلی هماهنگی تکنیک، ابداع و هنر است. با توجه به محدوده ناشناخته‌های نجوم، فعالیت‌های اندکی که در آن شده‌است، زیبایی‌های اعجاب انگیز و نیاز به اطلاعات ثبت شده بهتر؛ عرصه عکاسی نجومی از هر لحاظ اعم از دستاوردهای ارزشمند علمی و زیبایی‌های هنری، عرصه‌ای است گسترده و فراهم برای فعالیت در شاخه‌های گوناگون. عکاسی نجومی علمی و هنری که در سال‌های گذشته رشد کمی و کیفی چشم گیری در ایران نیز داشته‌است به دلیل گرد هم آوردن ذوق و علم در کنار یکدیگر، همواره در سراسر دنیا همچون شوری هیجان انگیز بوده‌است که در حالت ایده‌آل به شعور جمعی و علمی منجر می‌شود.

به وسیلهٔ یک تله بلند که (۳۰۰ تا ۸۰۰ میلی متر) و یک تله کنور تور می‌توان از ماه به عنوان نزدیک‌ترین جرم آسمانی عکس‌هایی با جزئیات زیاد گرفت. تله کنور تور بر اساس ضریبی که دارد، فاصلهٔ کانونی لنز را افزایش می‌دهد. به طور مثال، تله کنور تور x2 فاصله کانونی لنز را دو برابر می‌کند.






انواع عکاسی نجومی

عکاسی نجومی را به طور کلی می‌توان به دو دستهٔ علمی و هنری تقسیم کرد. عکس‌های نجومی علمی، همان طور که از نام آن‌ها برداشت می‌شود، عکس‌هایی هستند که به عنوان یک ثبت علمی حاوی اطلاعاتی مستند و مستدل هستند و بنا به تعریف عکس‌های نجومی هنری تنها زیبایی بصری دارند. درباره مرز عکس‌های نجومی علمی و غیر علمی به خصوص در ایران، بحث‌ها و چالش‌های بسیاری مطرح شده‌است چرا اگر منطقی به موضوع نگاه کنیم مرز روشنی بین عکس‌های علمی و هنری نیست و دلیل هم آن است که هیچ عکس و ثبتی از آسمان وجود ندارد که تنها چشم نواز باشد و کاربردی علمی یا حداقل آموزشی نداشته باشد. صرف نظر از این دسته بندی کلی، دسته بندی دیگری موجود که عکاسی نجومی را تفسیم بندی می‌کند: عکاسی خطی یا عکاسی از رد ستاره‌ها عکاسی نقطه‌ای از ستاره‌ها عکاسی از اعماق آسمان عکاسی از سوژه‌های متحرک






عکس از ستاره‌ها
وقتی از ستاره‌ها عکاسی می‌کنیم، به دلیل طولانی شدن زمان نوردهی و گردش زمین به دور خود، ستاره‌ها مانند خطوط منحنی بر روی فیلم ثبت می‌شوند. اگر بخواهیم این مورد را بر طرف کنیم، دوربین باید به وسیلهٔ یک موتور درایو، در خلاف جهت حرکت زمین و با سرعت مناسب به گردش در آید.





عکاسی ورزشی
عکاسی ورزشی، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از صحنه‌های ورزشی عکسبرداری می‌شود. در این نوع عکاسی، تجهیزات و ابزارها نقش مهمی دارند زیرا سوژه متحرک است و عکاس هم از صحنه دور است بنابراین داشتن لنزهای قدرتمندی همچون تله و زوم لازم است. همچنین دوربین هم باید قابلیت استفادهٔ پیاپی شاتر را داشته باشد. مهمترین مسئله در عکاسی از سوژه های ورزشی توجه به سرعت شاتر است.سوژه های ورزشی در اغلب مواقع در حال حرکت با سرعت بالا هستند بنابراین عکاس باید تمام توان و امکانات عکاسی خود را به کار گیرد تا سوژه ورزشی را در یک لحظه از زمان فریز کند ( مگر در مواقعی که عکاس سعی دارد مفهومی خاص را در عکس دنبال کند، به عنوان مثال محو بودن پای اسب ها در یک مسابقه سوارکاری، جهت انتقال هیجان حرکت و سرعت) در بیشتر مواقع عکاسان ورزشی از دوربین هایی استفاده می کنند که توان ثبت تصاویر متوالی زیادی را داشته باشند تا در میان آنها لحظه ای که حتی از چشم عکاس هم دور مانده بوده ، خودرا نشان دهد.





عکاسی هنرهای زیبا

عکاسی هنری نوعی عکاسی است که هدف اصلی آن ابراز دیدگاه‌های خلاق و الهام هنری عکاس می‌باشد. عکاسی هنری از آن جهت از دیگر رده‌های عکاسی متمایز است که برخلاف عکاسی خبری هدف آن ثبت تصاویر مربوط به اخبار نیست و نیازی به پایبندی به اصول اخلاقی خبرنگاری ندارد و نیز برخلاف عکاسی تبلیغاتی برای فعالیت‌های اقتصادی و یا فروش محصولات یا خدمات بکار نمی‌رود. شایان ذکر است که تعریف عکاسی هنری تا به امروز موضوع بحث و مناظره‌های بسیاری در جوامع هنری دنیا است.

عکاسی تا اوایل قرن بیستم میلادی در مجامع هنری غربی به عنوان هنر پذیرفته نشده بود. عکاسان پیشکسوتی مانند آلفرد ستیگلتز، ادوارد ستایکن و ادوارد وستون سهم بسزایی در گسترش عکاسی به عنوان یک هنر داشتند.






تعریف

واژه عکاسی هنرهای زیبا در بین هنرمندان عکاس، معروف به عکاسی خلاقانه و هنری است. عکاسی که اشاره به دید خلاقانه هنرمند عکاس دارد. عکاسی خلاقانه در مقایسه با عکاسی خبری و اجتماعی، یک چیدمان، ترکیب بندی، انتخاب یک فضا با دیدی خاص و یک خلق هنرمندانه با ابزار عکاسی است.





عکس بازداشت

عکس بازداشت (به انگلیسی: Mug Shot)‏ اصطلاحی برای عکس پلیس و یا بایگانی عکس پلیس است. این عکس به طور معمول از یک فرد پس از دستگیری گرفته می‌شود.





عکس‌گفتار
عکس‌گفتار (به انگلیسی: Photovoice) روشی است که عمدتاً در رشتهٔ توسعهٔ اجتماعی، بهداشت عمومی، و آموزش و پرورش استفاده می‌شود که عکاسی را با کنش اجتماعی مردمی ترکیب می‌کند. در این روش از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شود بر اساس دیدگاه شخصی‌شان یا به نمایندگی از جامعهٔ خود عکاسی کنند و در مورد عکس‌ها بحث کنند، و روایات مربوط به عکس‌های خود را گسترش دهند، و با کمک‌رسانی یا دیگر اعمال انسانی جامعهٔ خود را یاری دهند. این روش اغلب در میان مردم به حاشیه رانده شده استفاده می‌شود، و به عنوان روشی در نظر گرفته می‌شود تا به ما بینش دهد آن‌ها چگونه شرایطی دارند و امیدشان به آینده را مفهوم سازی کنند. عکس‌گفتار تلاش می‌کند از زندگی کسانی که به طور سنتی متفاوت از میانگین تصورشده (کلیشه‌های) دنیا هستند برای کسانی که در فرایند سیاست‌گذاری قرار دارند، چشم‌اندازی ایجاد کند. عکس‌گفتار همچنین پاسخی به مسائل مطرح شده در طول تاریخ از بازنمایی جوامع بشری است.
12:19 am
برنامه‌نویسی

برنامه‌نویسی رایانه در فرهنگ واژه غیر متخصّصین ممکن است به تمام پروژه ساخت نرم‌افزار یا برنامهٔ رایانه‌ای گفته شود. با این همه برنامه‌نویسی تنها بخشی از فرایند توسعهٔ نرم‌افزار یا برنامه رایانه‌ای است. اهمیت، توجه و منابع اختصاص داده شده به برنامه‌نویسی، بسته به ویژگی‌های مشخص شده محصول و خواست افراد درگیر در پروژه و کاربران و در نهایت شیوهٔ انتخاب شده مهندسی نرم‌افزار متغیر است.

برنامه‌نویسی کامپیوتر (که اغلب در انگلیسی programming یا coding گفته می‌شود) فرایند نوشتن، اشکال زدایی(debug) و نگهداری کد منبع (source code) برنامه کامپیوتر می‌باشد. این کد منبع با یک زبان برنامه نویسی نوشته شده است. این کد منبع ممکن است تغییر داده شده یک کد قبلی و یا یک کد کاملاً جدید باشد. هدف برنامه نویسی ساختن یک برنامه می‌باشد که یک رفتار خواسته شده را به نمایش بگذارد.






تاریخچه
موضوع دستگاه‌هایی که به دنباله‌ای از دستورالعمل‌های از قبل تعریف شده عمل می‌کند بر می‌گردد به Greek Mythology.

برنامه نویسی مدرن
اندازه گیری کاربرد زبان

تعیین اینکه محبوب‌ترین زبان برنامه نویسی مدرن کدام است کار بسیار مشکلی است. بعضی از زبان‌ها در کاربردهای خاصی محبوب است و بعضی دیگر مرتباً در نوشتن کاربردهای گوناگون استفاده می‌شود. روش‌های اندازه گیری محبوبیت زبان شامل موارد زیر می‌باشد: شمردن تعداد آگهی‌های اشتغال و توجه به یک زبان، تعداد کتاب‌های آموزشی فروخته شده در مورد یک زبان، تخمین تعداد خطوط کد نوشته شده در یک زبان


پارادایم‌ها
زبان‌های برنامه‌نویسی گوناگون براساس قابلیت‌های درنظر گرفته شده از شیوهٔ خط‌های مختلف استفاده می‌کنند. موارد ریزتری مانند چگونگی برخورد با نیازهای پشت پردهٔ ماشین مانند مدیریت حافظه و مدیریت زباله نیز در زبان‌های مختلف متفاوت است. علاوه بر این‌ها، مفاهیمی متفاوت از (اجرای) یک برنامه تصور شده‌اند که پارادایم یا الگو نام دارند.



برنامه‌نویسی دستوری

برنامه‌نویسی دستوری (به انگلیسی: Imperative programming) در علوم رایانه یکی از شیوه‌های برنامه‌نویسی است که در آن مراحل اجرای یک برنامه کامپیوتری قدم به قدم توسط برنامه نویس بیان می‌شود. این بر خلاف زبانهای اعلانی است که در آنها تنها نتیجه انجام دستورات بیان می‌شود. به بیان دیگر در زبانهای دستوری چگونگی اجرای برنامه بیان می‌شود اما در زبانهای اعلانی چیستی نتیجه بیان می‌شود.

به عنوان مثال اگر قصد باز کردن دری را داشته باشیم و با زبان اعلانی این را بخواهیم بیان کنیم خواهیم گفت در را باز کن اما اگر با زبان دستوری بیان کنیم خواهیم گفت بلند شو، به طرف در نردیک شو، دستگیره را بگیر و در را به طرف بیرون هل بده.





زبان برنامه‌نویسی

زبان‌های برنامه‌نویسی ساختارهای زبانی دستورمداری در رایانه‌ها هستند که به‌وسیلهٔ آنها می‌توان یک الگوریتم را به‌وسیلهٔ ساختارهای دستوری متفاوت برای اجرای رایانه توصیف کرد و با این روش امکان نوشتن برنامه جهت تولید نرم‌افزارهای جدید بوجود می‌آید. معمولاً هر زبان برنامه‌نویسی دارای یک محیط نرم‌افزاری برای وارد کردن متن برنامه، اجرا، همگردانی و رفع اشکال آن هستند. عموماً زبانهای برنامه نویسی را به پنج نسل تقسیم می‌کنند:

نسل اول زبان ماشین - زبان صفرو یک
نسل دوم زبانهایی مانند اسمبلی -قابل فهم تر برای انسان
نسل سوم زبانهایی مانند کوبول و پی ال وان و... -دستورات قابل فهم تر برای انسان و نیاز به کمپایلرها
نسل چهارم مثل زبانهای اوراکل و فاکس پرو و اس کیو الها - نزدیک به محاوره‌های انسانی
نسل پنج زبانهایی مانند prolog , ops5 - تمرکز بر حل مسئله و استفاده از الگوریتمهای نوشته شده توسط

برنامه نویس

یک زبان برنامه نویسی یک زبان مصنوعی است که برای بیان محاسباتی که توسط یک ماشین (مخصوصا رایانه) قابل انجام است، طراحی شده‌است.زبان‌های برنامه نویسی برای ایجاد برنامه‌هایی به کار می‌روند که رفتار یک ماشین را مشخص می‌کنند، الگوریتم دقیق را بیان می‌کنند، و یا روشی برای ارتباط انسانند. بسیاری از زبان‌های برنامه نویسی تعدادی قالب از ویژگی‌های نوشته شده دستوری(syntax) و معناشناسی (semantics) دارند، چرا که رایانه‌ها دستورات دقیقاً مشخص نیاز دارند. برخی توسط سند خصوصیات (specification document) تعیین شده‌اند. (برای مثال یک استاندارد ISO)، در حالی که برخی دیگر دارای پیاده سازی غالبی می‌باشند.(مانند Perl) اولین زبان برنامه نویسی به قبل از اختراع رایانه باز می‌گردد، و برای هدایت رفتار ماشین‌هایی مانند دستگاه‌های نساجی اتوماتیک و نوازنده‌های پیانو به کار می‌رفت. هزاران زبان برنامه نویسی خلق شده‌اند، بیشتر در زمینهٔ رایانه، زمینه‌ای که هر ساله بسیاری دیگر ایجاد می‌شوند.


تقسیم‌بندی
زبان‌های برنامه نویسی را می‌توان از چهار دیدگاه متفاوت مورد بررسی قرار داده و تقسیم بندی کرد: الف)روش‌های برنامه نویسی ۱-زیر روالی ۲-ساخت یافته ۳-مدولار ۴-شئ گرا ب)نزدیکی به زبان ماشین ۱-سطح پایین ۲-سطح میانی ۳-سطح بالا ج)نوع ترجمه ۱-مفسری ۲-کامپایلری د)رابط برنامه نویسی ۱-مبتنی بر متن ۲-مبتنی بر گرافیک (ویژوال)



تعاریف

ویژگی‌هایی که غالباً برای تشکیل یک زبان برنامه نویسی مهم شمرده می‌شوند:

تابع :یک زبان برنامه نویسی، زبانی است که برای نوشتن برنامه‌های رایانه‌ای به کار می‌رود که رایانه‌ای را برای انجام محاسبات یا اجرای الگوریتم و یا احتمالاً کنترل دستگاه‌های خارجی مثل چاپگر، ربات و... درگیر می‌کنند.





هدف: زبان‌های برنامه نویسی با زبان‌های طبیعی تفاوت دارند و آن اینکه زبان‌های طبیعی فقط برای فعل و انفعالات بین مردم به کار می‌روند، در حالیکه زبان‌های برنامه نویسی همچنین به انسانها اجازه می‌دهد که از طریق دستورات با ماشین‌ها ارتباط برقرار کنند. برخی زبان‌های برنامه نویسی بوسیله یک دستگاه استفاده می‌شوند تا دستگاه دیگری را کنترل کند. برای مثال برنامه‌های پست اسکریپت(post script) غالباً توسط برنامه دیگری برای کنترل یک چاپگر و یا نمایشگر ایجاد می‌شوند.
ساختارها: زبان‌های برنامه نویسی ممکن است ساختارهایی برای تعریف و تغییر داده ساختارها یا کنترل جریان اجرا داشته باشند.
توان بیانگر: نظریه محاسبات، زبان‌ها را بوسیله محاسباتی که توان بیان آنها را دارند طبقه بندی می‌کند. تمام زبان‌های "کامل تورینگ" می‌توانند مجموعه یکسانی از الگوریتم‌ها را پیاده سازی کنند.ANSI/ISO SQL و Charity مثال‌هایی هستند از زبان‌هایی که کامل تورینگ نیستند، ولی غالباً زبان برنامه نویسی نامیده می‌شوند.

برخی مولفین اصطلاح" زبان برنامه نویسی" را محدود به آنهایی می‌کنند که می‌توانند تمام الگوریتم‌های ممکن را پیاده سازی کنند، گاهی اوقات اصطلاح" زبان رایانه" برای زبان‌های برنامه نویسی محدودتر به کار می‌رود. زبان‌های غیر محاسباتی، مانند زبان‌های مارک آپ(markup) HTML یا گرامرهای قراردادی مثل BNF، معمولاً زبان برنامه نویسی محسوب نمی‌شوند. یک زبان برنامه نویسی(که می‌تواند کامل تورینگ نباشد) ممکن است در این زبان‌های غیر محاسباتی (میزبان) تعبیه شوند.


کاربرد

زبان برنامه نویسی یک مکانیزم ساخت یافته برای تعریف داده‌ها، و عملیات یا تبدیل‌هایی که ممکن است بطور اتوماتیک روی آن داده انجام شوند، فراهم می‌کند. یک برنامه نویس از انتزاعات آماده در زبان استفاده می‌کند تا مفاهیم به کار رفته در محاسبات را بیان کند. این مفاهیم به عنوان یک مجموعه از ساده‌ترین عناصر موجود بیان می‌شوند(مفاهیم ابتدایی نامیده می‌شوند). زبان‌های برنامه نویسی با غالب زبان‌های انسانی تفاوتی دارد و آن این است که نیاز به بیان دقیق تر و کامل تری دارد. هنگام استفاده از زبان‌های طبیعی برای ارتباط با دیگر انسان‌ها، نویسندگان و گویندگان می‌توانند مبهم باشند و اشتباهات کوچک داشته باشند، و همچنان انتظار داشته باشند که مخاطب آنها متوجه شده باشد. اگرچه، مجازا، رایانه‌ها "دقیقاً آنچه که به آنها گفته شده را انجام می‌دهند." و نمی‌توانند "بفهمند" که نویسنده دقیقاً چه کدی مد نظر نویسنده بوده‌است] البته امروزه برنامه‌هایی برای انجام این کار تولید شده‌اند و تلاش‌های بسیاری در این زمینه انجام شده ولی هنوز به نتیجهٔ رضایت بخشی نرسیده است[. ترکیب تعریف زبان، یک برنامه، و ورودی برنامه بطور کامل رفتار خروجی را به هنگام اجرای برنامه (در محدوده کنترل آن برنامه) مشخص می‌کند. برنامه‌های یک رایانه ممکن است در یک فرایند ناپیوسته بدون دخالت انسان اجرا شوند، یا یک کاربر ممکن است دستورات را در یک مرحله فعل و انفعال مفسر تایپ کند.در این حالت "دستور"ها همان برنامه‌ها هستند، که اجرای آنها زنجیروار به هم مرتبطند.به زبانی که برای دستور دادن به برنامه‌ای استفاده می‌شود، زبان اسکریپت می‌گویند. بسیاری از زبان‌ها کنار گذاشته شده‌اند، برای رفع نیازهای جدید جایگزین شده‌اند، با برنامه‌های دیگر ترکیب شده‌اند و در نهایت استعمال آنها متوقف شده‌است. با وجود اینکه تلاش‌هایی برای طراحی یک زبان رایانه" کامل" شده‌است که تمام اهداف را تحت پوشش قرار دهد، هیچ یک نتوانستند بطور کلی این جایگاه را پر کنند. نیاز به زبان‌های رایانه‌ای گسترده از گستردگی زمینه‌هایی که زبان‌ها استفاده می‌شوند، ناشی می‌شود:

محدوده برنامه‌ها از متون بسیار کوچک نوشته شده توسط افراد عادی تا سیستم‌های بسیار بزرگ نوشته شده توسط صدها برنامه نویس است
توانایی برنامه نویس‌ها: از تازه کارهایی که بیش از هر چیز به سادگی نیاز دارند تا حرفه‌ای‌هایی که با پیچیدگی قابل توجهی کنار می‌آیند.
برنامه‌ها باید سرعت، اندازه و سادگی را بسته به سیستم‌ها از ریزپردازندها تا ابر رایانه‌ها متناسب نگه دارند.
برنامه‌ها ممکن است یک بار نوشته شوند و تا نسل‌ها تغییر نکنند، و یا ممکن است پیوسته اصلاح شوند.
در نهایت، برنامه نویس‌ها ممکن است در علایق متفاوت باشند: آنها ممکن است به بیان مسائل با زبانی خاص خو گرفته باشند.

یک سیر رایج در گسترش زبان‌های برنامه نویسی این است که قابلیت حل مسائلی با درجات انتزاعی بالاتری را اضافه کنند. زبان‌های برنامه نویسی اولیه به سخت‌افزار رایانه گره خورده بودند. همانطور که زبان‌های برنامه نویسی جدید گسترش پیدا کرده‌اند، ویژگی‌هایی به برنامه‌ها افزوده شده که به برنامه نویس اجازه دهد که ایده‌هایی که از ترجمه ساده به دستورات سخت‌افزار دورتر هستند نیز استفاده کند. چون برنامه نویس‌ها کمتر به پیچیدگی رایانه محدود شده‌اند، برنامه‌های آنها می‌تواند محاسبات بیشتری با تلاش کمتر از سوی برنامه نویس انجام دهند. این به آنها این امکان را می‌دهد که کارایی بیشتردر واحد زمان داشته باشند. "پردازنده‌های زبان طبیعی" به عنوان راهی برای ازبین بردن نیاز به زبان‌های اختصاصی برنامه نویسی پیشنهاد شده‌اند. هرچند، این هدف دور است و فواید آن قابل بحث است. "ادسگر دیجسترا" موافق بود که استفاده از یک زبان رسمی برای جلوگیری از مقدمه سازی ساختارهای بی معنی واجب است، و زبان برنامه نویسی طبیعی را با عنوان "احمقانه" رد کرد، "آلن پرلیس" نیز مشابها این ایده را رد کرد. مطابق با متدولوژی نامتجانس استفاده شده توسط langpop.com در سال ۲۰۰۸، ۱۲ زبان پرکاربرد عبارتند از: C, C++, C#, Java, JavaScript, Perl, PHP, Python, Ruby, Shell, SQL, and Visual Basic.




معناشناسی ایستا
معناشناسی ایستا محدودیت‌هایی بر روی ساختار مجاز متن‌ها تعیین می‌کند که بیان آنها در فرمول دستوری استاندارد مشکل و یا غیر ممکن است. مهمترین این محدودیت‌ها به وسیله سیستم نوع گذاری انجام می‌شود.


سیستم نوع گذاری
یک سیستم نوع گذاری مشخص می‌کند که یک زبان برنامه نویسی چگونه مقادیر و عبارات را در نوع(type) دسته بندی می‌کند، چگونه می‌تواند آن نوع‌ها را تغییر دهد و رفتار متقابل آن‌ها چگونه‌است. این کارعموما توضیح داده ساختارهایی که می‌توانند در آن زبان ایجاد شوند را شامل می‌شود. طراحی و مطالعه سیستم‌های نوع گذاری بوسیله ریاضیات قراردادی را تئوری نوع گذاری گویند.
زبان‌های نوع گذاری شده و بدون نوع گذاری

یک زبان نوع گذاری شده‌است اگر مشخصات هر عملیات، نوع داده‌های قابل اجرا توسط آن را با نشان دادن نوع‌هایی که برای آنها قابل اجرا نیست، تعیین کند. برای مثال، "این متن درون گیومه قرار دارد" یک رشته‌است. در غالب زبان‌های برنامه نویسی، تقسیم یک رشته با یک عدد معنایی ندارد. در نتیجه غالب زبان‌های برنامه نویسی مدرن ممکن است اجرای این عملیات را توسط برنامه‌ها رد کنند. در برخی زبان‌ها، عبارات بی معنی ممکن است هنگام ترجمه(compile) پیدا شود(چک کننده نوع ایستا)، و توسط کامپایلر رد شود، در حالی که در سایر برنامه‌ها، هنگام اجرا پیدا شود.(چک کننده نوع دینامیک) که به استثنای در حال اجرا منتج شود(runtime exception). حالت خاص زبان‌های نوع دار زبان‌های تک نوعند. این زبان‌ها غالباً اسکریپتی و یا مارک آپ هستند، مانند rexx وSGML و فقط یک داده گونه دارند—غالباً رشته‌های کاراکتری که هم برای داده‌های عددی و هم برای داده‌های سمبلی کاربرد دارند. در مقابل، یک زبان بدون نوع گذاری، مثل اکثر زبان‌های اسمبلی، این امکان را می‌دهد که هر عملیاتی روی هر داده‌ای انجام شود، که معمولاً دنباله‌ای از بیت‌ها با طول‌های متفاوت در نظر گرفته می‌شوند. زبان‌های سطح بالا که بی نوع هستند شامل زبان‌های ساده رایانه‌ای و برخی از انواع زبان‌های نسل چهارم.

در عمل، در حالیکه تعداد بسیار کمی از دیدگاه نظریه نوع، نوع گذاری شده تلقی می‌شوند(چک کردن یا رد کردن تمام عملیات‌ها)، غالب زبان‌های امروزی درجه‌ای از نوع گذاری را فراهم می‌کنند. بسیاری از زبان‌های تولیدکننده راهی را برای گذشتن یا موقوف کردن سیستم نوع فراهم می‌کنند.



نوع گذاری قوی و ضعیف

نوع گذاری ضعیف این امکان را ایجاد می‌کند که با متغیری به جای متغیری دیگر برخورد شود، برای مثال رفتار با یک رشته به عنوان یک عدد. این ویژگی بعضی اوقات ممکن است مفید باشد، اما ممکن است باعث ایجاد برخی مشکلات برنامه شود که موقع کامپایل و حتی اجرا پنهان بمانند.

نوع گذاری قوی مانع رخ دادن مشکل فوق می‌شود. تلاش برای انجام عملیات روی نوع نادرست متغیر منجر به رخ دادن خطا می‌شود. زبان‌هایی که نوع گذاری قوی دارند غالباً با نام "نوع-امن" و یا امن شناخته می‌شوند. تمام تعاریف جایگزین برای "ضعیف نوع گذاری شده" به زبان‌ها اشاره می‌کند، مثل perl, JavaScript, C++، که اجازه تعداد زیادی تبدیل نوع داخلی را می‌دهند. در جاوااسکریپت، برای مثال، عبارت ۲*x به صورت ضمنی x را به عدد تبدیل می‌کند، و این تبدیل موفقیت آمیز خواهد بود حتی اگر x خالی، تعریف نشده، یک آرایه، و یا رشته‌ای از حروف باشد. چنین تبدیلات ضمنی غالباً مفیدند، اما خطاهای برنامه نویسی را پنهان می‌کنند.

قوی و ایستا در حال حاضر عموماً دو مفهوم متعامد فرض می‌شوند، اما استفاده در ادبیات تفاوت دارد، برخی عبارت "قوی نوع گذاری شده" را به کار می‌برند و منظورشان قوی، ایستایی نوع گذاری شده‌است، و یا، حتی گیچ کننده تر، منظورشان همان ایستایی نوع گذاری شده‌است. بنابراین C هم قوی نوع گذاری شده و هم ضعیف و ایستایی نوع گذاری شده نامیده می‌شود.



معناشناسی اجرا

وقتی که داده مشخص شد، ماشین باید هدایت شود تا عملیات‌ها را روی داده انجام دهد. معناشناسی اجرا ی یک زبان تعیین می‌کند که چگونه و چه زمانی ساختارهای گوناگون یک زبان باید رفتار برنامه را ایجاد کنند.

برای مثال، معناشناسی ممکن است استراتژی را که بویسله آن عبارات ارزیابی می‌شوند را تعریف کند و یا حالتی را که ساختارهای کنترلی تحت شرایطی دستورها را اجرا می‌کنند.


کتابخانه هسته
اغلب زبان‌های برنامه نویسی یک کتابخانه هسته مرتبط دارند(گاهی اوقات "کتابخانه استاندارد" نامیده می‌شوند، مخصوصا وقتی که به عنوان قسمتی از یک زبان استاندارد ارائه شده باشد)، که به طور قراردادی توسط تمام پیاده سازی‌های زبان در دسترس قرار گرفته باشند. کتابخانه هسته معمولاً تعریف الگوریتم‌ها، داده ساختارها و مکانیزم‌های ورودی و خروجی پرکاربرد را در خود دارد. کاربران یک زبان، غالباً با کتابخانه هسته به عنوان قسمتی از آن رفتار می‌کنند، اگرچه طراحان ممکن است با آن به صورت یک مفهوم مجزا رفتار کرده باشند. بسیاری از خصوصیات زبان هسته‌ای را مشخص می‌کنند که باید در تمام پیاده سازی‌ها موجود باشند، و در زبان‌های استاندارد شده این کتابخانه هسته ممکن است نیاز باشد. بنابراین خط بین زبان و کتابخانه هسته آن از زبانی به زبان دیگر متفاوت است. درواقع، برخی زبان‌ها به گونه‌ای تعریف شده‌اند که برخی از ساختارهای دستوری بدون اشاره به کتابخانه هسته قابل استفاده نیستند. برای مثالف در جاوا، یک رشته به عنوان نمونه‌ای از کلاس “java.lang.String” تعریف شده است؛ مشابها، در سمال تاک(smalltalk) یک تابع بی نام(یک "بلاک") نمونه‌ای از کلاس BlockContext کتابخانه می‌سازد. بطور معکوس، Scheme دارای چندین زیرمجموعه مرتبط برای ایجاد سایر ماکروهای زبان می‌باشد، و در نتیجه طراحان زبان حتی این زحمت را نیز تحمل نمی‌کنند که بگویند کدام قسمت زبان به عنوان ساختارهای زبان باید پیاده سازی شوند، و کدام یک به عنوان بخشی ازکتابخانه.


عمل
طراحان زبان و کاربران باید مصنوعاتی ایجاد کنند تا برنامه نویسی را در عمل ممکن سازند و کنترل کنند. مهمترین این مصنوعات خصوصیات و پیاده سازی‌های زبان هستند.



خصوصیات

یک زبان برنامه نویسی باید تعریفی فراهم کند که کاربران و پیاده کننده‌های زبان می‌توانند از آن استفاده کنند تا مشخص کنند که رفتار یک برنامه درست است. با داشتن کد منبع: خصوصیات یک زبان برنامه نویسی چندین قالب می‌تواند بگیرد، مانند مثال‌های زیر:

تعریف صریح دستور، معناشناسی ایستا، ومعناشناسی اجرای زبان. درحالیکه دستور معمولاً با یک معناشناسی قراردادی مشخص می‌شود، تعاریف معناشناسی ممکن است در زبان طبیعی نوشته شده باشند (مثل زبان C)، یا معناشناسی قراردادی(مثل StandardML ,Scheme)
توضیح رفتار یک مترجم برای زبان(مثل C,fortran). دستور و معناشناسی یک زبان باید از این توضیح استنتاج شوند، که ممکن است به زبان طبیعی یا قراردادی نوشته شود.
پیاده سازی منبع یا مدل. گاهی اوقات در زبان‌های مشخص شده(مثل: prolog,ANSI REXX).دستور و معناشناسی صریحاً در رفتار پیاده سازی مدل موجودند.


پیاده سازی

پیاده سازی یک زبان برنامه نویسی امکان اجرای آن برنامه را روی پیکربندی مشخصی از سخت‌افزار و نرم‌افزار را فراهم می‌کند. بطور وسیع، دو راه رسیدن به پیاده سازی زبان برنامه نویسی وجود دارد. کامپایل کردن و تفسیر کردن. بطور کلی با هر بک از ابن دو روش می‌توان یک زبان را پیاده سازی کرد.

خروجی یک کامپایلر ممکن است با سخت‌افزار و یا برنامه‌ای به نام مفسر اجرا شود. در برخی پیاده سازی‌ها که از مفسر استفاده می‌شود، مرز مشخصی بین کامپایل و تفسیر وجود ندارد. برای مثال، برخی پیاده سازی‌های زبان برنامه نویسی بیسیک کامپایل می‌کنند و سپس کد را خط به خط اجرا می‌کنند.

برنامه‌هایی که مستقیماً روی سخت‌افزار اجرا می‌شوند چندین برابر سریعتر از برنامه‌هایی که با کمک نرم‌افزار اجرا می‌شوند، انجام می‌شوند.

یک تکنیک برای بهبود عملکرد برنامه‌های تفسیر شده کامپایل در لحظه آن است. در این روش ماشین مجازی، دقیقاً قبل از اجرا، بلوک‌های کدهای بایتی که قرار است استفاده شوند را برای اجرای مستقیم روی سخت‌افزار ترجمه می‌کند.



تاریخچه
پیشرفت‌های اولیه

اولین زبان برنامه نویسی به قبل از رایانه‌های مدرن باز می‌گردد. قرن ۱۹ دستگاه‌های نساجی و متون نوازنده پیانو قابل برنامه نویسی داشت که امروزه به عنوان مثال‌هایی از زبان‌های برنامه نویسی با حوزه مشخص شناخته می‌شوند. با شروع قرن بیستم، پانچ کارت‌ها داده را کد گذاری کردند و پردازش مکانیکی را هدایت کردند. در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، صورت گرایی حساب لاندای آلونزو چرچ و ماشین تورینگ آلن تورینگ مفاهیم ریاضی بیان الگوریتم‌ها را فراهم کردند؛ حساب لاندا همچنان در طراحی زبان موثر است.

در دهه ۴۰، اولین رایانه‌های دیجیتال که توسط برق تغذیه می‌شدند ایجاد شدند. اولین زبان برنامه نویسی سطح بالا طراحی شده برای کامپیوتر پلانکالکول بود، که بین سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۳ توسط کنراد زوس برای ز۳ آلمان طراحی شد.

کامپیوترهای اوایل ۱۹۵۰، بطور خاص ÜNIVAC ۱ و IBM ۷۰۱ از برنامه‌های زبان ماشین استفاده می‌کردند. برنامه نویسی زبان ماشین نسل اول توسط نسل دومی که زبان اسمبلی نامیده می‌شوند جایگزین شد. در سال‌های بعد دهه ۵۰، زبان برنامه نویسی اسمبلی، که برای استفاده از دستورات ماکرو تکامل یافته بود، توسط سه زبان برنامه نویسی سطح بالا دیگر: FORTRAN,LISP , COBOL مورد استفاده قرار گرفت. نسخه‌های به روز شده این برنامه‌ها همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرند، و هر کدام قویا توسعه زبان‌های بعد را تحت تاثیر قرار دادند. در پایان دهه ۵۰ زبان algol ۶۰ معرفی شد، و بسیاری از زبان‌های برنامه نویسی بعد، با ملاحظه بسیار، از نسل algol هستند. قالب و استفاده از زبان‌های برنامه نویسی به شدت متاثر از محدودیت‌های رابط بودند.



پالایش

دوره دهه ۶۰ تا اواخر دهه ۷۰ گسترش مثال‌های عمده زبان پرکاربرد امروز را به همراه داشت. با این حال بسیاری از جنبه‌های آن بهینه سازی ایده‌های اولیه نسل سوم زبان برنامه نویسی بود:

APL برنامه نویسی آرایه‌ای را معرفی کرد و برنامه نویسی کاربردی را تحت تاثیر قرار داد.
PL/i(NPL) دراوایل دهه ۶۰ طراحی شده بود تا ایده‌های خوب فورترن و کوبول را بهم پیوند دهد.
در دهه ۶۰، Simula اولین زبانی بود که برنامه نویسی شئ گرا را پشتیبانی می‌کرد، در اواسط دهه۷۰. Smalltalk به دنبال آن به

عنوان اولین زبان کاملاً شئ گرا معرفی شد.

C بین سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۳ به عنوان زبان برنامه نویسی سیستمی طراحی شد و همچنان محبوب است.
Prolog، طراحی شده در ۱۹۷۲، اولین زبان برنامه نویسی منطقی بود.
در ۱۹۷۸ ML سیستم نوع چند ریخت روی لیسپ ایجاد کرد، و در زبان‌های برنامه نویسی کاربردی ایستا نوع گذاری شده پیشگام شد.

هر یک از این زبان‌ها یک خانواده بزرگ از وارثین از خود به جای گذاشت، و مدرنترین زبان‌ها از تبار حداقل یکی از زبان‌های فوق به شمار می‌آیند.

دهه‌های ۶۰ و ۷۰ مناقشات بسیاری روی برنامه نویسی ساخت یافته به خود دیدند، و اینکه آیا زبان‌های برنامه نویسی باید طوری طراحی شوند که آنها را پشتیبانی کنند.

"ادسگر دیکسترا" در نامه‌ای معروف در ۱۹۶۸ که در ارتباطات ACM منتشر شد، استدلال کرد که دستورgoto باید از تمام زبان‌های سطح بالا حذف شود.

در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ توسعهٔ تکنیک‌هایی صورت گرفت که اثر یک برنامه را کاهش می‌داد و در عین حال بهره وری برنامه نویس و کاربر را بهبود بخشید. دسته کارت برای ۴GL اولیه بسیار کوچکتر از برنامهٔ هم سطح بود که با ۳GL deck نوشته شده بود.




یکپارچگی و رشد

دهه ۸۰ سال‌های یکپارچگی نسبی بود. C++ برنامه نویسی شئ گرا و برنامه نویسی سیستمی را ترکیب کرده بود. ایالات متحده ایدا(زبان برنامه نویسی سیستمی که بیشتر برای استفاده توسط پیمان کاران دفاعی بود) را استاندارد سازی کرد. در ژاپن و جاهای دیگر، هزینه‌های گزافی صرف تحقیق در مورد زبان نسل پنجم می‌شد که دارای ساختارهای برنامه نویسی منطقی بود. انجمن زبان کاربردی به سمت استانداردسازی ML و Lisp حرکت کرد. به جای ایجاد مثال‌های جدید، تمام این تلاش‌ها ایده‌هایی که در دهه‌های قبل حلق شده بودند را بهتر کرد.

یک گرایش مهم در طراحی زبان در دهه ۸۰ تمرکز بیشتر روی برنامه نویسی برای سیستم‌های بزرگ از طریق مدول‌ها، و یا واحدهای کدهای سازمانی بزرگ مقیاس بود. مدول-۲، ایدا. و ML همگی سیستم‌های مدولی برجسته‌ای را در دهه ۸۰ توسعه دادند. با وجود اینکه زبان‌های دیگر، مثل PL/i، پشتیبانی بسیار خوبی برای برنامه نویسی مدولی داشتند. سیستم‌های مدولی غالباً با ساختارهای برنامه نویسی عام همراه شده‌اند.

رشد سریع اینترنت در میانه دهه ۹۰ فرصت‌های ایجاد زبان‌های جدید را فراهم کرد. Perl، در اصل یک ابزار نوشتن یونیکس بود که اولین بار در سال ۱۹۸۷ منتشر شد، در وب‌گاه‌های دینامیک متداول شد. جاوا برای برنامه نویسی جنب سروری مورد استفاده قرار گرفت. این توسعه‌ها اساساً نو نبودند، بلکه بیشتر بهینه سازی شده زبان و مثال‌های موجود بودند، و بیشتر بر اساس خانواده زبان برنامه نویسی C بودند. پیشرفت زبان برنامه نویسی همچنان ادامه پیدا می‌کند، هم در تحقیقات و هم در صنعت. جهت‌های فعلی شامل امنیت و وارسی قابلیت اعتماد است، گونه‌های جدید مدولی(mixin، نماینده‌ها، جنبه‌ها) و تجمع پایگاه داده.

۴GLها نمونه‌ای از زبان‌هایی هستند که محدوده استفاده آنها مشخص است، مثل SQL. که به جای اینکه داده‌های اسکالر را برگردانند، مجموعه‌هایی را تغییر داده و بر می‌گردانند که برای اکثر زبان‌ها متعارفند. Perl برای مثال، با "مدرک اینجا" خود می‌تواند چندین برنامه ۴GL را نگه دارد، مانند چند برنامه جاوا سکریبت، در قسمتی از کد پرل خود و برای پشتیبانی از چندین زبان برنامه نویسی با تناسب متغیر در "مدرک اینجا" استفاده کند.
ساعت : 12:19 am | نویسنده : admin | کاکاپو | مطلب قبلی
کاکاپو | next page | next page