گریت دین

گریت دین (به انگلیسی: Great Dane) از انواع اصلی سگ‌های نگهبان، که اصلیتی آلمانی دارد. در این سگ قدرت و نیرومندی و زیبایی توام مشاهده می‌شود. بر خلاف نامش اصلیت این نژاد آلمانی است و هیچ ربطی به دانمارک ندارد. استاندارد این سگ عبارتست از : حداقل قد در نرها ۸۰ و در ماده‌ها ۷۲ سانتی متر و وزن در حدود ۶۰ کیلوگرم.





گریت دین به رنگ‌های سیاه (یکدست بدون لکه سفید یا همراه با لکه‌های سفید در زیر گلو، جلو سینه و پاها) حنایی یا زرد طلایی (با پوزه و ناخن‌های سیاه) آبی فولادی، ابلق (سفید با لکه‌های سیاه) و مخلوط (زرد طلایی رو شن یا تیره، با رگه‌های سیاه پوست ) یافت می‌شود. در تمام انواع این نژاد پوشش بدن کوتاه، نرم، چسبنده و درخشان است. گریت دین اساسا سگی است ملایم، مهربان و صبور ولی چنانچه صاحبش مورد تهدید بیگانه قرار گیرد، چهره تهاجمی به خود می‌گیرد. این سگ در حال حاضر بیشتر جهت نگهبانی به کار گرفته می‌شود.





مقدمه

چه ازلحاظ ظاهروچه ازلحاظ ماهیت گریت دین یکی اززیباترین ومشهورترین انواع دربین سگهای عظیم الجثه‌است. نام این نژاد(البته درزبان انگلیسی) درواقع ترجمه ای است ازلغت قدیمی فرانسوی grand Danois به معنی دانمارکی بزرگ درسایرکشورها نیزاسامی دیگری براین نژاد نهاده شده‌است. Dogue alleman درفرانسه. Mastiff , German mastiff درانگلیس. Dogge درآلمان و dogue ,dogo درزبان لاتین همگی اشاره برسگ عظیم الجثه ای دارد با سری بزرگ به منظورجنگیدن یا شکار.

البته هیچ دلیل قابل قبولی برای ارتباط بین این نژاد ودانمارک وجود ندارد. به اعتقاد برخی ازمحققین درمقبره‌های مصریان ۳۰۰۰ سال قبل ازمیلاد تصاویرسگهایی وجود دارد که بسیارشبیه به گریت دین است. جانورشناسان عقیده دارند که نژادهای ماستیف ازآسیا منشا گرفته‌اند وبرخی عقیده دارند که نژاد Irish Wolfhound اجداد اصلی گریت دین می‌باشد وبرخی Old English Mastiff را دراین رابطه معتبرترمی دانند.

اما عقاید جدیدتربراین نظراست که گریت دین درواقع مخلوطی ازاین دونژاد قدیمی است.

البته این حرف بدین معنا نیست که گریت دین یک نژاد جدید است. این نژاد دارای قدمت ۴۰۰ ساله ویا بیشترازآن می باشد. با این وجود نظیرسایرنژادها تاریخچه واصلاح نژاد گریت دین به شکل مدرن واستاندارد ازاواخرقرن نوزدهم درآلمان شروع گردید وسپس به انگلیس وامریکا گسترش یافت .





مشخصات استاندارد گریت دین

ظاهرعمومی: گریت دین تلفیقی است ازظاهراشرافی وسلطنتی. اقتدار. نیرووزیبائی. با جثه ای بزرگ وقوی. ترکیب بدنی مناسب وبدنی عضلانی. این نژاد یکی ازانواع سگهای عظیم الجثه کاراست. اما آنچنان ازلحاظ ساختارکلی بدن متعادل است که هیچگاه زمخت به نظرنمی آید. یک گریت دین می بایست جسور. پرجرات ونترس ودرعین حال دارای رفتاری دوستانه باشد. این ویژگی‌های بدنی واخلاقی به گریت دین برتری خاصی نسبت به سایرنژادها بخشیده‌است.

سر: سردراین نژاد مستطیل شکل. طویل. تمایزیافته وخوش تراش است. هنگامی که ازبالا به جمجمه نگاه شود باید طرفین آن موازی وپلهای بینی درحد امکان پهن باشند. چشمها دارای اندازه متوسط. عمیق وتیره وبادامی شکل هستند.

گوشها: دارای اندازه وضخامت متوسطی است. درصورت اصلاح گوش اندازه آن می بایست درتناسب با اندازه سربوده وبه طوریکسانی حالت افراشته پیدا کنند.

بینی : می بایست سیاه باشد. به استثنا سگهای خاکستری رنگ که بینی درآنها خاکستری تیره‌است. بینی‌های صورتی رنگ قابل قبول نیستند.

دندانها: می بایست قوی با رشد مناسب تمیزوموقعیت‌های نرمال داشته باشد. دندانهای نیش پائین تماس مختصری با کف سطح داخلی دندانهای نیش بالا دارد.

گردن: محکم . روبه بالا. با انحنای مناسب. طویل وعضلانی است وتدریجا به سمت کتفها پهن می شود تا به اندازه پهنای شانه ها پهنا یابد.

سینه : پهن. عمیق وعضلانی است. پائین سینه تا حدآرنج‌ها وسعت دارد. دنده‌ها حالت ارتجاعی خوبی دارند. کفل می بایست پهن وشیب بسیارکمی داشته باشد.

دم : درقاعده پهن است وبه تدریج ازضخامت آن کاسته می‌شود وتا پس زانو ادامه می یابد. درزمان استراحت دم حالت افتاده دارد. درزمان هیجان یا دویدن کمی حالت افراشته پیدا می‌کند اما هیچگاه ازخط پشت بالاترقرارنمی گیرد. دم نباید شکل حلقوی یا قلاب مانند داشته باشد.

دستها : درنمای جانبی بایستی قوی وعضلانی باشند. ستیغ کتف قوی وشیب داراست ونسبت به بازو تقریبا عمودی واقع می شود. عضلات زیربغل نیزباید قوی باشند. ستیغ کتف وبازو باید طول برابری داشته باشند. آرنج می بایست کاملا درمیان حدفاصل جدوگاه وزمین قرارگیرد. پنجه‌ها می بایست گرد ومتراکم وانگشتان خمیده باشند بدون آنکه به خارج یا داخل چرخش وپیچ خوردگی داشته باشند. ناخن‌ها می بایست کوتاه. قوی ودرحد امکان تیره باشد.

پاها : می بایست قوی. پهن وعضلانی باشد وازناحیه پس زانوعمودی قرارگیرد. پنجه‌ها نیزباید گرد ومتراکم بوده وانگشتان حالت خمیده داشته باشند.

موها : موها می بایست کوتاه. ضخیم. تمیزوظاهرصاف وبراقی داشته باشد. رنگ ولکه‌ها: رنگ زمینه زرد طلائی است وهمیشه دارای خطوط راه راه مشکی با الگوی Chevron می باشد. داشتن یک نقاب مشکی نیزارجح است. پلکها وابروها می بایست سیاه باشند واین سیاهی ممکن است برروی گوش ونوک دم نیزدیده شود. لکه‌های سفید برروی سینه وپنجه‌ها رگه هایی با رنگهای نامطلوب قابل قبول نیستند.

رفتار: گریت دین سگی اصیل. جسوروشجاع با رفتاری دوستانه‌است. این سگ نباید ترسو ویا مهاجم باشد.

اندازه: سگهای نربه مراتب عضلانی تروقوی تربه نظرمی رسند. ازلحاظ نسبت بین طول وارتفاع گریت دین تقریبا مربع شکل می باشد. البته سگهای ماده باید کمی طویل ترباشند. ارتفاع سگهای نرازناحیه شانه نباید کمتراز۷۵ سانتی مترباشد وترجیحا این ارتفاع می بایست بیش از۸۰ سانتی مترباشد. این ارتفاع درمورد سگهای ماده نباید کمتراز۷۰ سانتی مترباشد. اما ترجیحا باید ارتفاعی بیش از۷۵ سانتی مترداشته باشند. سگ در وطن خود بنام ماستیف آلمانی شناخته می‌شود و در میان نژادهای مختلف سگ به مانند آپولو درمیان سایر خدایان یونان نسبت داده می شود. گریت دین در قرون وسطی برای شکار گراز نیز مورد استفاده قرار گرفته‌است.




پوشش: کوتاه، خشن و براق



رنگ: بلوطی، آبی و سیاه

خصوصیات ظاهری: سوراخهای بینی باز پهن و بزرگ، چشمهای دور از هم، گوشهای مثلثی، بدن بسیار عمیق، دم بلند که در انتها به طرف بالا تاب بر می دارد.




وزن، ارتفاع

وزن: در نرها : (۵۴-۹۰) ک.گ، در ماده‌ها : (۴۵-۵۹) ک.گ

ارتفاع: در نرها : (۷۶-۸۶) س.م، در ماده‌ها : (۷۱-۸۱) س.





نگهداری

نیازمند تمرین روزانه و برس کشیدن روزانه‌است. نکته ناراحت کننده در مورد این نژاد طول عمر کوتاه آن است که بین ۹-۸ سال است. و اصلا در خانه نباید نگهداری شود به فضای ازاد نیاز دارد. این حیوان به دلیل خلق و خوی اجتماعی و جسته بزرگی که دارد به هیچ عنوان در محیط خانه نگهداری نمی شود. این سگ باید در محیط باغی شکل زندگی و چند صاحب داشته باشد و با مردم رفت امد کند تا اجتماعی شود.




خصوصیات رفتاری

این سگ بزرگ نباید در خارج از خانه نگهداری شود بلکه باید به عنوان عضوی در خانواده مورد نگهداری قرار گیرد. سگی خوش رفتار، بازیگوش بوده و براحتی آماده یادگیری است.

گریت دین مشهورترین سگ عظیم الجثه‌است. ارتفاع سگهای نر۷۵ تا ۸۰ وگاهی حتی ۹۰ سانتیمتراست. ماده‌ها ارتفاعی بین ۷۵ تا ۸۰ سانتیمتردارند. این نژاد علی رغم بزرگی جثه اش ازترکیب بدنی متعادل ومناسبی برخورداراست بطوریکه جثه بزرگش نه تنها اززیبایی حیوان نمی کاهد بلکه برعکس جذابیت آنرا دوچندان می کند. ازمشخصات ظاهری آن می توان به چشمهای بادامی شکل وتیره وبینی سیاه وگردن محکم وروبه بالا که درنزدیکی کتف‌ها پهن می‌شود وسینه عمیق وعضلانی اشاره کرد.

گریت دین سگی اصیل وشجاع ومقتدر ونیرومند وزیبا وبا رفتاری دوستانه‌است. توله‌های وی درموقع تولد چندان بزرگ بنظرنمی رسند ولی بعد ازدوماه بسرعت رشد کرده وبتدریج هیکل آنها بزرگ وترسناک می شود. برخلاف قیافه ترسناکش سگی درنده وبد اخلاق نیست وبرعکس خیلی آرام ومهربان است. این نژاد کمتردرجنگ وجدال با سگهای دیگروارد می‌شود وبه هرچیزی که متعلق به صاحبش باشد علاقه پیدا می کند. سگهای نژاد گریت دین با کودکان بسیارمهربان بوده وازاین لحاظ کاملا قابل اعتمادند.





توضیحات

گریت دین نژادی است که اصالت، نجابت، نیرو و ذکاوت را در هم ادغام کرده.

یکی از بزرگترین سگهای دنیاست. موهایی زبر و خشن دارد. نگهداری از این نژاد بدلیل جثه بزرگ آن شرایط ویژه ای را طلب می کند. این نژاد به محیط بزرگتری برای زندگی و فعالیتهای بدنی نیاز دارد. میزان تغذیه و خوراک آنها نیز به مراتب از نژادهای دیگر بیشتر است. اصولاً چنانچه آموزش و تعلیم این سگها بدرستی صورت گیرد و سگهای مطیع و آرامی تربیت شوند، می توانند بعنوان سگهای خانگی نگهداری شوند. رنگ پوشش خارجی آن متغایر است و تقریباً به هر رنگی یافت می شوند. رنگ چشم‌ها معمولاً تیره می‌باشد اما گاهی اوقات به رنگ آبی نیز یافت می شود.




خلق وخو

گریت دین نژاد آرام، مهربان، شیرین و با محبت است. بازیگوش و مهربان با کودکان. همه را دوست دارد و ترجیح می دهد که همیشه در اطراف مردم باشد. پارس نمی کند مگر در شرایط خاص. سگی مسئول، باوفا و شجاع است. بدلیل جثه بزرگی که دارد باید از سنین پایین تر مورد آموزشهای لازم قرار گیرد تا بیاموزد که خود را به انسانها خصوصاً کودکان تکیه ندهد. معمولاً نرها با هم جنس خود کنار نمی آید اما اگر از دوران تولگی با سگهای دیگر بزرگ شود می تواند به راحتی با آنها کنار آید. آموزش دادن به آنها می تواند گاهی اوقات مشکل و دشوار گردد.





مشکلات سلامتی

این نژاد عمر کوتاهی دارد. در هنگام خرید باید از سلامت و بهداشت محیطی که توله‌ها در آن پرورش یافته‌اند اطمینان حاصل کرد. از جمله بیماریها می توان به مشکلات لگن، بیماریهای خونی، تومار، بیماری قلبی و عفونت دم اشاره کرد.

شرایط نگهداری می توان این نژاد را در آپارتمان نگهداری کرد به شرط آنکه اجازه فعالیت بدنی کافی در طول روز به آن داده شود. اصولاً یک حیاط بزرگ می تواند مکان مناسبی را برای زندگی آن فراهم نماید.





فعالیت بدنی

گریت دین به فعالیت زیاد نیاز دارد. حداقل فعالیت بدنی برای آن در طول روز پیاده روی‌های طولانی است.




طول عمر

بطور متوسط زیر ۱۰ سال عمر می‌کند اما بعضی از آنها می توانند تا سنین ۱۲-۱۳ سالگی زندگی کنند. اگر غذا خوب باشد.




آراستن

موی کوتاه آن برای آراستن مناسب می باشد. ریزش مو در این نژاد متوسط می باشد.

برس زدن روزانه کافی است. از آنجایی که شستن این سگ غول پیکر دشوار می‌باشد، بنابر این می توان او را فقط در مواقع ضروری استحمام کرد. ناخن هایش را بطور منظم کوتاه کنید.




تاریخچه

نام این نژاد در زبان انگلیسی ترجمه ایست از لغت قدیمی فرانسوی Grand Danois به معنی دانمارکی بزرگ. البته هیچ دلیل قابل قبولی برای ارتباط بین این نژاد و دانمارک وجود ندارد. به اعتقاد برخی از محققین در مقبره‌های مصریان سه هزار سال قبل از میلاد تصاویر سگهایی وجود دارد که بسیار شبیه به گریت دین است.

جانور شناسان عقیده دارند که نژاد تازی ایرلندی اجداد اصلی گریت دین می باشند و برخی Old English Mastiff را در این رابطه معتبر تر می دانند. اصلاح نژاد گریت دین از اواخر قرن نوزدهم ابتدا در آلمان و سپس در انگلیس و آمریکا گسترش یافت ‎




گروه

سگهای کاری





گرگی

گرگی حیوان دورگه‌ای ست که از جفت‌گیری سگ و گرگ پدید می‌آید. از آن‌جا که سگ اهلی (Canis lupus familiaris) بر پایهٔ آخرین طبقه‌بندی‌های علمی زیرگونه‌ای از گونهٔ گرگ خاکستری (Canis lupus) به شمار می‌رود، می‌توان آن را نژادی از سگ نیز به شمار آورد. با توجه به اینکه نسل تمامی سگ‌ها به زیرگونه‌هایی از گرگ می‌رسد، گرگی، سگی است که خون گرگ را از ۵ جد نزدیک خود به ارث برده باشد. نام‌های فارسی دیگر این جانور «گرگ سگ» و سَگگُرگ است.

بیشترین جمعیت گرگی‌ها در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند. شمار گرگی‌ها در این کشور در سال ۱۹۹۸ حدود ۳۰۰ هزار برآورد شده که برخی منابع آن را تا ۵۰۰ هزار بالا می‌برند. برای تولید گرگی معمولاً گرگ خاکستری را با سگی از نژادهای گرگ‌مانند (مثل ژرمن شپرد یا سیبرین هاسکی یا مالاموت آلاسکایی) جفت می‌کنند.

از آن‌جا که ساختار ژنی گرگی ترکیبی از آن ِ سگ و آن ِ گرگ است، ویژگی‌های جسمی و رفتاری‌اش ممکن است به هر یک از آن‌ها شبیه شود و چندان قابل پیش‌بینی نیست.





در حیات وحش

دورگه شدن گرگ و سگ به‌طور طبیعی و در حیات وحش نیز دیده می‌شود. این وضعیت بیشتر در نواحی نزدیک به سکونت‌گاه‌های انسانی اتفاق می‌افتد که تراکم جمعیتی گرگ‌ها کم و آن ِ سگ‌ها زیاد است. البته مواردی نیز از حضور گرگی‌ها در مناطقی با تراکم جمعیتی مناسب گرگ در شوروی سابق مشاهده شده‌است. بسیاری از موارد حملات گرگ‌های بزرگ به انسان‌ها که رفتار تهاجمی غیرمتعارفی نسبت به انسان‌ها داشته‌اند ممکن است مربوط به گرگی‌ها باشد و در اینصورت خطرناک هستند. در اروپا تداخل ژنتیکی سگ‌ها و گرگ‌ها یکی از عوامل تهدید بقای گله‌های کوچک گرگ در این قاره است که در خطر شدید انقراض قرار دارند.
گرگی در کشورهای مسلمان‌نشین

اداره دامپزشکی ارتش جمهوری اسلامی ایران هم نژادی از گرگی به نام قوچک تولید کرده‌است'.





گلدن رتریور

گُلدِن رِتریوِر (به انگلیسی: Golden retriever) نژادی از سگ است از گونه سگهای ورزشی از مشخصه‌های اخلاقی این نژاد می‌توان به جذابیت، مهربانی و هوش و استعداد بالا اشاره کرد. این نژاد از نظر ظاهری دارای جثه متوسط و در رنگ‌های گوناگون از جمله کرم و طلائی یافت می‌شود.

گلدن رتریور سگی باهوش، زیبا و اجتماعی است. دارای جثه متوسط می‌باشد و به رنگهای کرم و طلایی یافت می‌شود ( رنگ موی قرمز و سرخ قابل قبول نمی‌باشد). لایه بیرونی پوشش ضد آب و لایه زیرین انبوه و پر پشت است. دارای سر پهن و عضلانی و دندانهای منظم می‌باشد. بینی سیاه دارد و چشم‌های مهربانش به رنگ قهوه‌ای و مشکی یافت می‌شود. گوشهایی به اندازه متوسط، گردنی ماهیچه‌ای و سینه‌ای فراخ دارد. دمش بلند است اما هرگز بصورت فر خورده نمی‌باشد.





خلق وخو

گلدن رتریور سگی جذاب، پر محبت، باهوش و با استعداد آموختن فراوان است. همیشه مهربان است و رفتار خیلی آرامی با کودکان دارد. سگهایی باوفا، شیرین و مشتاق برای خشنود کردن صاحبانشان هستند. گلدن رتریور فعال و پر محبت و به طور خلاصه سگ مناسبی برای اعضای خانواده‌است. آموزش دادن به او سرگرم کننده خواهد بود. با غریبه‌ها و سایر سگها رفتاری دوستانه دارد و خوی تهاجمی ندارد. گلدن رتریور دیدبان خوبی است و ورود غریبه‌ها را با عوعو کردن اطلاع می‌دهد. در اطراف انسانها بودن او را خوشحال نگاه می‌دارد و نباید او را برای مدت زیادی تنها رها کرد. گلدن رتریور نام خود را از باز آوردن شکار برای شکارچی کسب کرده‌است، همچنین قابل ذکر است که این سگ شناگر بسیار ماهری می‌باشد.
وزن و ارتفاع

وزن: در نرها : (۲۷-۳۶) ک.گ، در ماده‌ها : (۲۵-۳۲) ک.گ

ارتفاع: در نرها : (۵۶-۶۱) س.م، در ماده‌ها : (۵۱-۵۶) س.م






مشکلات سلامتی

مستعد برای بیماریهای لگن و همچنین عفونت چشمی است. مشکلات و نارسائی‌های قلبی و همچنین آلرژی پوست در این نژاد شایع است که در صورت مشاهده باید سریعاً به دامپزشک مراجعه کرد.

شرایط این نژاد برای زندگی لیت بدنی داشته باشد. در داخل خانه پر تحرک است و یک حیاط متوسط یا بزرگ می‌تواند مکان مناسبی را برایش فراهم کند.





فعالیت بدنی

گلدن رتریور به فعالیت و ورزش روزانه نیاز دارد و اکثراً علاقه دارد که توپ یا اسباب بازیهای پرتاب شده را باز بیاورد. بنابراین ورزش دادن او چندان سخت نخواهد بود.






لابرادور رتریور

توله شکاری لابرادوری یک سگ کوچک با بدنی سفت و محکم است که شکار کشته شده را می‌یابد. همچنین از این توله‌های کانادایی به عنوان سگ‌های ورزشی نیز استفاده می‌شود.

این توله شکاری به طور تقریبی ۲۳ اینچ (۵۹ سانتیمتر) ارتفاع و ۵۵ تا ۸۰ پوند (۲۵ تا ۳۶ کیلوگرم) وزن دارد. توله‌ها سیاه یا زرد هستند. اغلب اوقات یک توله زرد رنگ در میان توله‌های متولد شده سیاه ظاهر می‌شود.






لهاسا آپسو
لهاسا آپسو سگی است از گونه سگ‌های غیر ورزشی، با قدی کوتاه و موهای بلند و لطیف.





تاریخچه
موطن اصلی لَهاسا آپسو تبت می‌باشد. این سگ نام خود را از شهر لَهاسا کسب کرده‌است. برای ۲۰۰۰ سال این نژاد تنها در تبت و توسط مردان مقدس در معابد پرورش می‌یافت. آنها اعتقاد داشتند که روح صاحب لَهاسا آپسو پس از مرگ به درون بدن این سگ منتقل می‌شود. آنها همچنین معتقد بودند که این سگ خوش یمنی را به زندگی صاحبش می‌برد. بعدها مردان حکومتی تبت آنرا بعنوان تحفه به دیپلمات‌های خارجی هدیه کردند. این نژاد برای اولین بار در سال ۱۹۲۰ در انگلستان به نمایش درآمد.





خصوصیات بارز ظاهری

لَهاسا آپسو دارای پوشش بسیار بلند و مضاعف می‌باشد که از دو سوی بدنش به سطح زمین می‌رسد. به رنگهای طلایی، کرم، عسلی، دودی و چند رنگ یافت می‌شود. موها صاف، بلند و سنگین می‌باشد و حالت ابریشمی ندارد. دارای چشمهای تیره و فرو رفته‌است. گردنش توسط موهای بلندی پوشیده شده، دم پرپشت و فر خورده دارد.

وزن در نرها: (۵-۶) ک.گ، در ماده‌ها: (۵-۶) ک.گ
ارتفاع در نرها: (۲۵-۲۸) س.م، در ماده‌ها مقداری کوتاه تر می‌باشد.

همچنین عمری بین ۱۵ تا ۱۸ سال دارد.





خصوصیات بارز اخلاقی

سگی سرسخت، باهوش و سر زنده‌است که رفتار دوستانه‌ای دارد.




ماستیف

ماستیف (به انگلیسی: MASTIFF) از انواع سگ‌های نگهبان به شمار می رود.منشا این سگ کشور انگلستان است. از نظر ویژگی‌های ظاهری دارای مویی کوتاه و بدنی قوی و عضلانی و سنگین می باشد. با وجود این به عنوان سگ نگهبان و سگ ورزشی مناسب می باشد. سر این حیوان عریض و چند ضلعی بوده، پوزه کوتاه است. گوش‌ها کوچک و آویزان می‌باشد اما نباید گوش‌های آن‌ها را قطع کرد . دم این سگ بلند است . این سگ به ورزش و تحرک زیادی نیاز دارد. این سگ‌ها دارای رنگ‌های زرد، نقرهای و حنایی می‌باشد اما در تمام موارد پوزه، گوش‌ها و بینی سیاه می باشد. ارتفاع سگ نر ۷۵ سانتی متر و وزن آن ۷۵ کیلوگرم میباشد.




مالاموت
مالاموت آلاسکایی (به انگلیسی: Alaskan Malamute) نام نژاد قدرتمند و بسیار باهوش سگ است، مالاموت یکی از نژاد‌های قدیمی سگ است و در ایران به ندرت معامله می‌شود، مالاموت در ایران بیشتر با نام هاسکی خرید و فروش می‌شود علت این عمل شباهت بسیار زیاد این نژاد با نژاد شناخته شده هاسکی است لازم به ذکر است که شباهت‌های بسیاری با چند نژاد دیگر نیز دارد اما هاسکی دارای محبوبیت و کمیت بیشتری است.





مشخصات ظاهری

مالاموت بسیار زیبا و با جذبه است و دارای دم پر پشت است، بدن این نژاد پوشیده شده از مو است، این سگ در رنگ‌های سفید، سفید و خاسکتری، سفید و مشکی، سفید و قرمز یافت می‌شود. در جنس نر وزن این حیوان ۳۷-۴۰ کیلو گرم و در جنس ماده ۳۳-۳۹ کیلو گرم می‌باشد. اندازه این نژاد در جنس نر حدوداً ۶۰ سانتی متر و در جنس ماده حدوداً ۵۵ سانتی متر است.





خلق و خو

این نژاد بسیار پر جنب و جوش و بازیگوش است و نمی‌تواند ساعات بسیاری را در خانه تنها بماند، در صورتی که در خانه تنها باشد می‌تواند خسارت بسیار زیادی به شما بزند، عاشق بازی کردن است، این سگ اصلاً برای دیده بانی خوب نیست زیرا که بسیار سگ ارامی است، عاشق خانواده‌ای هست که در آن بزرگ می‌شود، هنگامی که صدایی از خودش در میاورد بیشتر شبیه به صدای گرگ است تا صدای واق واق سگ.





نگهداری

هر چند افراد بسیار زیادی تمایل به داشتن این نژاد در خانه خود دارند اما باید چند نکته را رعایت کنند

مالاموت بسیار پر فعالیت است و شما به یک حیاط برای نگهداریش احتیاج دارید.
مالاموت نیز مانند هاسکی علاقهٔ فراوانی به حفر زمین دارد پس مراقب باغچه‌های خود باشید.
مالاموت سگی است برای نواحی سرد سیر و اگر می‌خواهید او را در تابستان در حیاط خانه خود نگهداری کنید حتماً یک محیط خنک و مقداری آب خنک برایش فراهم کنید.
مالاموت بسیار دوست دارد در منطقه‌ای که شما به عنوان قلمرو برای او انتخاب می‌کنید قدم بزند و بازی کند.





تاریخچه
اسم مالاموت از اسم Mahlemuts (قبیله‌ای در قطب شمال) منشا گرفته است، قبیله mahlemuts برای اولین بار شروع به پرورش این سگ کرده‌اند، از مالاموت‌ها برای کشیدن بار‌های سنگین و همچنین کشیدن سورتمه استفاده میشده کمترین تعداد مالاموت مورد نیاز برای کشیدن بار‌های سنگین ۴ تا بوده استوجود این سگ به ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش بر می‌گردد





مینیاتور پینچر
مینیاتور پینچِر سگی است از گروه سگ‌های عروسکی دارای موهای کوتاه و صاف، سگی است کوچک و بازیگوش و نیاز به مراقبت نسبتا زیادی دارد.




تاریخچه

بر خلاف اعتقاد عمومی مردم جد مینیاتور پینچِر نژاد دابِرمَن نمی‌باشد و در حقیقت قدمت مینیاتور پینچِر بیشتر از دابِرمَن است. موطن این نژاد آلمان می‌باشد و اجداد او را تریرها و German Pinscher تشکیل می‌دهند. این نژاد برای کنترل جمعیت و شکار موشها خصوصاً در اسطبل‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت. همچنین ممکن است نژا Italian Greyhound در به وجود آمدن این سگ کوچک و پر سرعت دخیل باشد. کلمه Pinscher در زبان آلمانی به معنای تریر می‌باشد.



خصوصیات بارز ظاهری

مینیاتور پینچِر سگی است با جثه کوچک، عضلانی و پوشش نرم و براق. پاهای جلویی صاف، پنجه‌ها کوچک و شبیه به پنجه گربه می‌باشد. ماهیچه‌ها قدرتمند و به تناسب خوبی در مقایسه با بدن سگ قرار دارد. دارای دندانهای منظم و چشمان تیره و براق است. پوشش خارجی کوتاه مینیاتور پینچِر به رنگهای قرمز، مشکی، سرخ و شکلاتی یافت می‌شود.

وزن در نرها: (۴-۵) ک.گ، در ماده ها: (۴) ک.گ

ارتفاع در نرها: (۲۵-۳۰) س.م، در ماده ها: (۲۵-۲۸) س.م

عمر متوسط این نژاد معمولاً ۱۵ سال یا بیشتر است.




خصوصیات بارز اخلاقی

مینیاتور پینچِر سگی کوچک، سرسخت و بسیار وابسته می‌باشد. این نژاد مغرور و شجاع علاقه زیادی به عوعو کردن دارد. نسبت به صاحبش با وفا، هوشیار و پر انرژی است. بسیار شجاع و سرزنده و بطور کلی خصوصیات نژادهای بزرگ را در یک جثه کوچک دارا می‌باشد. نسبت به کودکان و دیگر حیوانات کوچک رفتار آرامی دارد، به غریبه‌ها خو نمی‌گیرد و مطیع و باهوش است.






ولش کورگی

ولش کرگی (به انگلیسی: Welsh Corgi) نژادی از سگ است از گونه سگهای چوپان. از مشخصه‌های اخلاقی این نژاد می‌توان به سرسختی، فداکاری و هوش آن اشاره کرد. این نژاد از نظر ظاهری دارای جثه دراز با گوشهای برافراشته و در رنگهای مختلف یافت می‌شود.







یورکشایر تریر

یورک شایر تریر (به انگلیسی: YORKSHIRE TERRIER)از نژادهای سگ‌های تریر است.این سگ حیوانی سرزنده و دوست داشتنی است که از هوش بالایی برخوردار است. سگ شکاری و نیرومندی می باشد. برای آپارتمان نشینهایی که می توانند در روز حداقل یک ساعت به نظافت سگ اختصاص دهند مناسب می باشد. از نظر ویژگی‌های ظاهری، دارای موهای بلند ابریشمی می باشند که به رنگ آبی فولادی است و از نوک بینی تا انتهای دم سگ را می پوشاند. موها در قسمت سینه و سر و پاهای سگ به رنگ طلایی سیر دبده می شود. گوش این حیوان کوچک و به شکل V است که تیز بوده، با موهای خرمایی سیر پوشیده شده است. وزن این سگ‌ها تا حدود 3 کیلوگرم می رسد. دم این سگ‌ها را باید از نیمه قطع نمود.
1:18 am
برنامه‌نویسی

برنامه‌نویسی رایانه در فرهنگ واژه غیر متخصّصین ممکن است به تمام پروژه ساخت نرم‌افزار یا برنامهٔ رایانه‌ای گفته شود. با این همه برنامه‌نویسی تنها بخشی از فرایند توسعهٔ نرم‌افزار یا برنامه رایانه‌ای است. اهمیت، توجه و منابع اختصاص داده شده به برنامه‌نویسی، بسته به ویژگی‌های مشخص شده محصول و خواست افراد درگیر در پروژه و کاربران و در نهایت شیوهٔ انتخاب شده مهندسی نرم‌افزار متغیر است.

برنامه‌نویسی کامپیوتر (که اغلب در انگلیسی programming یا coding گفته می‌شود) فرایند نوشتن، اشکال زدایی(debug) و نگهداری کد منبع (source code) برنامه کامپیوتر می‌باشد. این کد منبع با یک زبان برنامه نویسی نوشته شده است. این کد منبع ممکن است تغییر داده شده یک کد قبلی و یا یک کد کاملاً جدید باشد. هدف برنامه نویسی ساختن یک برنامه می‌باشد که یک رفتار خواسته شده را به نمایش بگذارد.






تاریخچه
موضوع دستگاه‌هایی که به دنباله‌ای از دستورالعمل‌های از قبل تعریف شده عمل می‌کند بر می‌گردد به Greek Mythology.

برنامه نویسی مدرن
اندازه گیری کاربرد زبان

تعیین اینکه محبوب‌ترین زبان برنامه نویسی مدرن کدام است کار بسیار مشکلی است. بعضی از زبان‌ها در کاربردهای خاصی محبوب است و بعضی دیگر مرتباً در نوشتن کاربردهای گوناگون استفاده می‌شود. روش‌های اندازه گیری محبوبیت زبان شامل موارد زیر می‌باشد: شمردن تعداد آگهی‌های اشتغال و توجه به یک زبان، تعداد کتاب‌های آموزشی فروخته شده در مورد یک زبان، تخمین تعداد خطوط کد نوشته شده در یک زبان


پارادایم‌ها
زبان‌های برنامه‌نویسی گوناگون براساس قابلیت‌های درنظر گرفته شده از شیوهٔ خط‌های مختلف استفاده می‌کنند. موارد ریزتری مانند چگونگی برخورد با نیازهای پشت پردهٔ ماشین مانند مدیریت حافظه و مدیریت زباله نیز در زبان‌های مختلف متفاوت است. علاوه بر این‌ها، مفاهیمی متفاوت از (اجرای) یک برنامه تصور شده‌اند که پارادایم یا الگو نام دارند.



برنامه‌نویسی دستوری

برنامه‌نویسی دستوری (به انگلیسی: Imperative programming) در علوم رایانه یکی از شیوه‌های برنامه‌نویسی است که در آن مراحل اجرای یک برنامه کامپیوتری قدم به قدم توسط برنامه نویس بیان می‌شود. این بر خلاف زبانهای اعلانی است که در آنها تنها نتیجه انجام دستورات بیان می‌شود. به بیان دیگر در زبانهای دستوری چگونگی اجرای برنامه بیان می‌شود اما در زبانهای اعلانی چیستی نتیجه بیان می‌شود.

به عنوان مثال اگر قصد باز کردن دری را داشته باشیم و با زبان اعلانی این را بخواهیم بیان کنیم خواهیم گفت در را باز کن اما اگر با زبان دستوری بیان کنیم خواهیم گفت بلند شو، به طرف در نردیک شو، دستگیره را بگیر و در را به طرف بیرون هل بده.





زبان برنامه‌نویسی

زبان‌های برنامه‌نویسی ساختارهای زبانی دستورمداری در رایانه‌ها هستند که به‌وسیلهٔ آنها می‌توان یک الگوریتم را به‌وسیلهٔ ساختارهای دستوری متفاوت برای اجرای رایانه توصیف کرد و با این روش امکان نوشتن برنامه جهت تولید نرم‌افزارهای جدید بوجود می‌آید. معمولاً هر زبان برنامه‌نویسی دارای یک محیط نرم‌افزاری برای وارد کردن متن برنامه، اجرا، همگردانی و رفع اشکال آن هستند. عموماً زبانهای برنامه نویسی را به پنج نسل تقسیم می‌کنند:

نسل اول زبان ماشین - زبان صفرو یک
نسل دوم زبانهایی مانند اسمبلی -قابل فهم تر برای انسان
نسل سوم زبانهایی مانند کوبول و پی ال وان و... -دستورات قابل فهم تر برای انسان و نیاز به کمپایلرها
نسل چهارم مثل زبانهای اوراکل و فاکس پرو و اس کیو الها - نزدیک به محاوره‌های انسانی
نسل پنج زبانهایی مانند prolog , ops5 - تمرکز بر حل مسئله و استفاده از الگوریتمهای نوشته شده توسط

برنامه نویس

یک زبان برنامه نویسی یک زبان مصنوعی است که برای بیان محاسباتی که توسط یک ماشین (مخصوصا رایانه) قابل انجام است، طراحی شده‌است.زبان‌های برنامه نویسی برای ایجاد برنامه‌هایی به کار می‌روند که رفتار یک ماشین را مشخص می‌کنند، الگوریتم دقیق را بیان می‌کنند، و یا روشی برای ارتباط انسانند. بسیاری از زبان‌های برنامه نویسی تعدادی قالب از ویژگی‌های نوشته شده دستوری(syntax) و معناشناسی (semantics) دارند، چرا که رایانه‌ها دستورات دقیقاً مشخص نیاز دارند. برخی توسط سند خصوصیات (specification document) تعیین شده‌اند. (برای مثال یک استاندارد ISO)، در حالی که برخی دیگر دارای پیاده سازی غالبی می‌باشند.(مانند Perl) اولین زبان برنامه نویسی به قبل از اختراع رایانه باز می‌گردد، و برای هدایت رفتار ماشین‌هایی مانند دستگاه‌های نساجی اتوماتیک و نوازنده‌های پیانو به کار می‌رفت. هزاران زبان برنامه نویسی خلق شده‌اند، بیشتر در زمینهٔ رایانه، زمینه‌ای که هر ساله بسیاری دیگر ایجاد می‌شوند.


تقسیم‌بندی
زبان‌های برنامه نویسی را می‌توان از چهار دیدگاه متفاوت مورد بررسی قرار داده و تقسیم بندی کرد: الف)روش‌های برنامه نویسی ۱-زیر روالی ۲-ساخت یافته ۳-مدولار ۴-شئ گرا ب)نزدیکی به زبان ماشین ۱-سطح پایین ۲-سطح میانی ۳-سطح بالا ج)نوع ترجمه ۱-مفسری ۲-کامپایلری د)رابط برنامه نویسی ۱-مبتنی بر متن ۲-مبتنی بر گرافیک (ویژوال)



تعاریف

ویژگی‌هایی که غالباً برای تشکیل یک زبان برنامه نویسی مهم شمرده می‌شوند:

تابع :یک زبان برنامه نویسی، زبانی است که برای نوشتن برنامه‌های رایانه‌ای به کار می‌رود که رایانه‌ای را برای انجام محاسبات یا اجرای الگوریتم و یا احتمالاً کنترل دستگاه‌های خارجی مثل چاپگر، ربات و... درگیر می‌کنند.





هدف: زبان‌های برنامه نویسی با زبان‌های طبیعی تفاوت دارند و آن اینکه زبان‌های طبیعی فقط برای فعل و انفعالات بین مردم به کار می‌روند، در حالیکه زبان‌های برنامه نویسی همچنین به انسانها اجازه می‌دهد که از طریق دستورات با ماشین‌ها ارتباط برقرار کنند. برخی زبان‌های برنامه نویسی بوسیله یک دستگاه استفاده می‌شوند تا دستگاه دیگری را کنترل کند. برای مثال برنامه‌های پست اسکریپت(post script) غالباً توسط برنامه دیگری برای کنترل یک چاپگر و یا نمایشگر ایجاد می‌شوند.
ساختارها: زبان‌های برنامه نویسی ممکن است ساختارهایی برای تعریف و تغییر داده ساختارها یا کنترل جریان اجرا داشته باشند.
توان بیانگر: نظریه محاسبات، زبان‌ها را بوسیله محاسباتی که توان بیان آنها را دارند طبقه بندی می‌کند. تمام زبان‌های "کامل تورینگ" می‌توانند مجموعه یکسانی از الگوریتم‌ها را پیاده سازی کنند.ANSI/ISO SQL و Charity مثال‌هایی هستند از زبان‌هایی که کامل تورینگ نیستند، ولی غالباً زبان برنامه نویسی نامیده می‌شوند.

برخی مولفین اصطلاح" زبان برنامه نویسی" را محدود به آنهایی می‌کنند که می‌توانند تمام الگوریتم‌های ممکن را پیاده سازی کنند، گاهی اوقات اصطلاح" زبان رایانه" برای زبان‌های برنامه نویسی محدودتر به کار می‌رود. زبان‌های غیر محاسباتی، مانند زبان‌های مارک آپ(markup) HTML یا گرامرهای قراردادی مثل BNF، معمولاً زبان برنامه نویسی محسوب نمی‌شوند. یک زبان برنامه نویسی(که می‌تواند کامل تورینگ نباشد) ممکن است در این زبان‌های غیر محاسباتی (میزبان) تعبیه شوند.


کاربرد

زبان برنامه نویسی یک مکانیزم ساخت یافته برای تعریف داده‌ها، و عملیات یا تبدیل‌هایی که ممکن است بطور اتوماتیک روی آن داده انجام شوند، فراهم می‌کند. یک برنامه نویس از انتزاعات آماده در زبان استفاده می‌کند تا مفاهیم به کار رفته در محاسبات را بیان کند. این مفاهیم به عنوان یک مجموعه از ساده‌ترین عناصر موجود بیان می‌شوند(مفاهیم ابتدایی نامیده می‌شوند). زبان‌های برنامه نویسی با غالب زبان‌های انسانی تفاوتی دارد و آن این است که نیاز به بیان دقیق تر و کامل تری دارد. هنگام استفاده از زبان‌های طبیعی برای ارتباط با دیگر انسان‌ها، نویسندگان و گویندگان می‌توانند مبهم باشند و اشتباهات کوچک داشته باشند، و همچنان انتظار داشته باشند که مخاطب آنها متوجه شده باشد. اگرچه، مجازا، رایانه‌ها "دقیقاً آنچه که به آنها گفته شده را انجام می‌دهند." و نمی‌توانند "بفهمند" که نویسنده دقیقاً چه کدی مد نظر نویسنده بوده‌است] البته امروزه برنامه‌هایی برای انجام این کار تولید شده‌اند و تلاش‌های بسیاری در این زمینه انجام شده ولی هنوز به نتیجهٔ رضایت بخشی نرسیده است[. ترکیب تعریف زبان، یک برنامه، و ورودی برنامه بطور کامل رفتار خروجی را به هنگام اجرای برنامه (در محدوده کنترل آن برنامه) مشخص می‌کند. برنامه‌های یک رایانه ممکن است در یک فرایند ناپیوسته بدون دخالت انسان اجرا شوند، یا یک کاربر ممکن است دستورات را در یک مرحله فعل و انفعال مفسر تایپ کند.در این حالت "دستور"ها همان برنامه‌ها هستند، که اجرای آنها زنجیروار به هم مرتبطند.به زبانی که برای دستور دادن به برنامه‌ای استفاده می‌شود، زبان اسکریپت می‌گویند. بسیاری از زبان‌ها کنار گذاشته شده‌اند، برای رفع نیازهای جدید جایگزین شده‌اند، با برنامه‌های دیگر ترکیب شده‌اند و در نهایت استعمال آنها متوقف شده‌است. با وجود اینکه تلاش‌هایی برای طراحی یک زبان رایانه" کامل" شده‌است که تمام اهداف را تحت پوشش قرار دهد، هیچ یک نتوانستند بطور کلی این جایگاه را پر کنند. نیاز به زبان‌های رایانه‌ای گسترده از گستردگی زمینه‌هایی که زبان‌ها استفاده می‌شوند، ناشی می‌شود:

محدوده برنامه‌ها از متون بسیار کوچک نوشته شده توسط افراد عادی تا سیستم‌های بسیار بزرگ نوشته شده توسط صدها برنامه نویس است
توانایی برنامه نویس‌ها: از تازه کارهایی که بیش از هر چیز به سادگی نیاز دارند تا حرفه‌ای‌هایی که با پیچیدگی قابل توجهی کنار می‌آیند.
برنامه‌ها باید سرعت، اندازه و سادگی را بسته به سیستم‌ها از ریزپردازندها تا ابر رایانه‌ها متناسب نگه دارند.
برنامه‌ها ممکن است یک بار نوشته شوند و تا نسل‌ها تغییر نکنند، و یا ممکن است پیوسته اصلاح شوند.
در نهایت، برنامه نویس‌ها ممکن است در علایق متفاوت باشند: آنها ممکن است به بیان مسائل با زبانی خاص خو گرفته باشند.

یک سیر رایج در گسترش زبان‌های برنامه نویسی این است که قابلیت حل مسائلی با درجات انتزاعی بالاتری را اضافه کنند. زبان‌های برنامه نویسی اولیه به سخت‌افزار رایانه گره خورده بودند. همانطور که زبان‌های برنامه نویسی جدید گسترش پیدا کرده‌اند، ویژگی‌هایی به برنامه‌ها افزوده شده که به برنامه نویس اجازه دهد که ایده‌هایی که از ترجمه ساده به دستورات سخت‌افزار دورتر هستند نیز استفاده کند. چون برنامه نویس‌ها کمتر به پیچیدگی رایانه محدود شده‌اند، برنامه‌های آنها می‌تواند محاسبات بیشتری با تلاش کمتر از سوی برنامه نویس انجام دهند. این به آنها این امکان را می‌دهد که کارایی بیشتردر واحد زمان داشته باشند. "پردازنده‌های زبان طبیعی" به عنوان راهی برای ازبین بردن نیاز به زبان‌های اختصاصی برنامه نویسی پیشنهاد شده‌اند. هرچند، این هدف دور است و فواید آن قابل بحث است. "ادسگر دیجسترا" موافق بود که استفاده از یک زبان رسمی برای جلوگیری از مقدمه سازی ساختارهای بی معنی واجب است، و زبان برنامه نویسی طبیعی را با عنوان "احمقانه" رد کرد، "آلن پرلیس" نیز مشابها این ایده را رد کرد. مطابق با متدولوژی نامتجانس استفاده شده توسط langpop.com در سال ۲۰۰۸، ۱۲ زبان پرکاربرد عبارتند از: C, C++, C#, Java, JavaScript, Perl, PHP, Python, Ruby, Shell, SQL, and Visual Basic.




معناشناسی ایستا
معناشناسی ایستا محدودیت‌هایی بر روی ساختار مجاز متن‌ها تعیین می‌کند که بیان آنها در فرمول دستوری استاندارد مشکل و یا غیر ممکن است. مهمترین این محدودیت‌ها به وسیله سیستم نوع گذاری انجام می‌شود.


سیستم نوع گذاری
یک سیستم نوع گذاری مشخص می‌کند که یک زبان برنامه نویسی چگونه مقادیر و عبارات را در نوع(type) دسته بندی می‌کند، چگونه می‌تواند آن نوع‌ها را تغییر دهد و رفتار متقابل آن‌ها چگونه‌است. این کارعموما توضیح داده ساختارهایی که می‌توانند در آن زبان ایجاد شوند را شامل می‌شود. طراحی و مطالعه سیستم‌های نوع گذاری بوسیله ریاضیات قراردادی را تئوری نوع گذاری گویند.
زبان‌های نوع گذاری شده و بدون نوع گذاری

یک زبان نوع گذاری شده‌است اگر مشخصات هر عملیات، نوع داده‌های قابل اجرا توسط آن را با نشان دادن نوع‌هایی که برای آنها قابل اجرا نیست، تعیین کند. برای مثال، "این متن درون گیومه قرار دارد" یک رشته‌است. در غالب زبان‌های برنامه نویسی، تقسیم یک رشته با یک عدد معنایی ندارد. در نتیجه غالب زبان‌های برنامه نویسی مدرن ممکن است اجرای این عملیات را توسط برنامه‌ها رد کنند. در برخی زبان‌ها، عبارات بی معنی ممکن است هنگام ترجمه(compile) پیدا شود(چک کننده نوع ایستا)، و توسط کامپایلر رد شود، در حالی که در سایر برنامه‌ها، هنگام اجرا پیدا شود.(چک کننده نوع دینامیک) که به استثنای در حال اجرا منتج شود(runtime exception). حالت خاص زبان‌های نوع دار زبان‌های تک نوعند. این زبان‌ها غالباً اسکریپتی و یا مارک آپ هستند، مانند rexx وSGML و فقط یک داده گونه دارند—غالباً رشته‌های کاراکتری که هم برای داده‌های عددی و هم برای داده‌های سمبلی کاربرد دارند. در مقابل، یک زبان بدون نوع گذاری، مثل اکثر زبان‌های اسمبلی، این امکان را می‌دهد که هر عملیاتی روی هر داده‌ای انجام شود، که معمولاً دنباله‌ای از بیت‌ها با طول‌های متفاوت در نظر گرفته می‌شوند. زبان‌های سطح بالا که بی نوع هستند شامل زبان‌های ساده رایانه‌ای و برخی از انواع زبان‌های نسل چهارم.

در عمل، در حالیکه تعداد بسیار کمی از دیدگاه نظریه نوع، نوع گذاری شده تلقی می‌شوند(چک کردن یا رد کردن تمام عملیات‌ها)، غالب زبان‌های امروزی درجه‌ای از نوع گذاری را فراهم می‌کنند. بسیاری از زبان‌های تولیدکننده راهی را برای گذشتن یا موقوف کردن سیستم نوع فراهم می‌کنند.



نوع گذاری قوی و ضعیف

نوع گذاری ضعیف این امکان را ایجاد می‌کند که با متغیری به جای متغیری دیگر برخورد شود، برای مثال رفتار با یک رشته به عنوان یک عدد. این ویژگی بعضی اوقات ممکن است مفید باشد، اما ممکن است باعث ایجاد برخی مشکلات برنامه شود که موقع کامپایل و حتی اجرا پنهان بمانند.

نوع گذاری قوی مانع رخ دادن مشکل فوق می‌شود. تلاش برای انجام عملیات روی نوع نادرست متغیر منجر به رخ دادن خطا می‌شود. زبان‌هایی که نوع گذاری قوی دارند غالباً با نام "نوع-امن" و یا امن شناخته می‌شوند. تمام تعاریف جایگزین برای "ضعیف نوع گذاری شده" به زبان‌ها اشاره می‌کند، مثل perl, JavaScript, C++، که اجازه تعداد زیادی تبدیل نوع داخلی را می‌دهند. در جاوااسکریپت، برای مثال، عبارت ۲*x به صورت ضمنی x را به عدد تبدیل می‌کند، و این تبدیل موفقیت آمیز خواهد بود حتی اگر x خالی، تعریف نشده، یک آرایه، و یا رشته‌ای از حروف باشد. چنین تبدیلات ضمنی غالباً مفیدند، اما خطاهای برنامه نویسی را پنهان می‌کنند.

قوی و ایستا در حال حاضر عموماً دو مفهوم متعامد فرض می‌شوند، اما استفاده در ادبیات تفاوت دارد، برخی عبارت "قوی نوع گذاری شده" را به کار می‌برند و منظورشان قوی، ایستایی نوع گذاری شده‌است، و یا، حتی گیچ کننده تر، منظورشان همان ایستایی نوع گذاری شده‌است. بنابراین C هم قوی نوع گذاری شده و هم ضعیف و ایستایی نوع گذاری شده نامیده می‌شود.



معناشناسی اجرا

وقتی که داده مشخص شد، ماشین باید هدایت شود تا عملیات‌ها را روی داده انجام دهد. معناشناسی اجرا ی یک زبان تعیین می‌کند که چگونه و چه زمانی ساختارهای گوناگون یک زبان باید رفتار برنامه را ایجاد کنند.

برای مثال، معناشناسی ممکن است استراتژی را که بویسله آن عبارات ارزیابی می‌شوند را تعریف کند و یا حالتی را که ساختارهای کنترلی تحت شرایطی دستورها را اجرا می‌کنند.


کتابخانه هسته
اغلب زبان‌های برنامه نویسی یک کتابخانه هسته مرتبط دارند(گاهی اوقات "کتابخانه استاندارد" نامیده می‌شوند، مخصوصا وقتی که به عنوان قسمتی از یک زبان استاندارد ارائه شده باشد)، که به طور قراردادی توسط تمام پیاده سازی‌های زبان در دسترس قرار گرفته باشند. کتابخانه هسته معمولاً تعریف الگوریتم‌ها، داده ساختارها و مکانیزم‌های ورودی و خروجی پرکاربرد را در خود دارد. کاربران یک زبان، غالباً با کتابخانه هسته به عنوان قسمتی از آن رفتار می‌کنند، اگرچه طراحان ممکن است با آن به صورت یک مفهوم مجزا رفتار کرده باشند. بسیاری از خصوصیات زبان هسته‌ای را مشخص می‌کنند که باید در تمام پیاده سازی‌ها موجود باشند، و در زبان‌های استاندارد شده این کتابخانه هسته ممکن است نیاز باشد. بنابراین خط بین زبان و کتابخانه هسته آن از زبانی به زبان دیگر متفاوت است. درواقع، برخی زبان‌ها به گونه‌ای تعریف شده‌اند که برخی از ساختارهای دستوری بدون اشاره به کتابخانه هسته قابل استفاده نیستند. برای مثالف در جاوا، یک رشته به عنوان نمونه‌ای از کلاس “java.lang.String” تعریف شده است؛ مشابها، در سمال تاک(smalltalk) یک تابع بی نام(یک "بلاک") نمونه‌ای از کلاس BlockContext کتابخانه می‌سازد. بطور معکوس، Scheme دارای چندین زیرمجموعه مرتبط برای ایجاد سایر ماکروهای زبان می‌باشد، و در نتیجه طراحان زبان حتی این زحمت را نیز تحمل نمی‌کنند که بگویند کدام قسمت زبان به عنوان ساختارهای زبان باید پیاده سازی شوند، و کدام یک به عنوان بخشی ازکتابخانه.


عمل
طراحان زبان و کاربران باید مصنوعاتی ایجاد کنند تا برنامه نویسی را در عمل ممکن سازند و کنترل کنند. مهمترین این مصنوعات خصوصیات و پیاده سازی‌های زبان هستند.



خصوصیات

یک زبان برنامه نویسی باید تعریفی فراهم کند که کاربران و پیاده کننده‌های زبان می‌توانند از آن استفاده کنند تا مشخص کنند که رفتار یک برنامه درست است. با داشتن کد منبع: خصوصیات یک زبان برنامه نویسی چندین قالب می‌تواند بگیرد، مانند مثال‌های زیر:

تعریف صریح دستور، معناشناسی ایستا، ومعناشناسی اجرای زبان. درحالیکه دستور معمولاً با یک معناشناسی قراردادی مشخص می‌شود، تعاریف معناشناسی ممکن است در زبان طبیعی نوشته شده باشند (مثل زبان C)، یا معناشناسی قراردادی(مثل StandardML ,Scheme)
توضیح رفتار یک مترجم برای زبان(مثل C,fortran). دستور و معناشناسی یک زبان باید از این توضیح استنتاج شوند، که ممکن است به زبان طبیعی یا قراردادی نوشته شود.
پیاده سازی منبع یا مدل. گاهی اوقات در زبان‌های مشخص شده(مثل: prolog,ANSI REXX).دستور و معناشناسی صریحاً در رفتار پیاده سازی مدل موجودند.


پیاده سازی

پیاده سازی یک زبان برنامه نویسی امکان اجرای آن برنامه را روی پیکربندی مشخصی از سخت‌افزار و نرم‌افزار را فراهم می‌کند. بطور وسیع، دو راه رسیدن به پیاده سازی زبان برنامه نویسی وجود دارد. کامپایل کردن و تفسیر کردن. بطور کلی با هر بک از ابن دو روش می‌توان یک زبان را پیاده سازی کرد.

خروجی یک کامپایلر ممکن است با سخت‌افزار و یا برنامه‌ای به نام مفسر اجرا شود. در برخی پیاده سازی‌ها که از مفسر استفاده می‌شود، مرز مشخصی بین کامپایل و تفسیر وجود ندارد. برای مثال، برخی پیاده سازی‌های زبان برنامه نویسی بیسیک کامپایل می‌کنند و سپس کد را خط به خط اجرا می‌کنند.

برنامه‌هایی که مستقیماً روی سخت‌افزار اجرا می‌شوند چندین برابر سریعتر از برنامه‌هایی که با کمک نرم‌افزار اجرا می‌شوند، انجام می‌شوند.

یک تکنیک برای بهبود عملکرد برنامه‌های تفسیر شده کامپایل در لحظه آن است. در این روش ماشین مجازی، دقیقاً قبل از اجرا، بلوک‌های کدهای بایتی که قرار است استفاده شوند را برای اجرای مستقیم روی سخت‌افزار ترجمه می‌کند.



تاریخچه
پیشرفت‌های اولیه

اولین زبان برنامه نویسی به قبل از رایانه‌های مدرن باز می‌گردد. قرن ۱۹ دستگاه‌های نساجی و متون نوازنده پیانو قابل برنامه نویسی داشت که امروزه به عنوان مثال‌هایی از زبان‌های برنامه نویسی با حوزه مشخص شناخته می‌شوند. با شروع قرن بیستم، پانچ کارت‌ها داده را کد گذاری کردند و پردازش مکانیکی را هدایت کردند. در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، صورت گرایی حساب لاندای آلونزو چرچ و ماشین تورینگ آلن تورینگ مفاهیم ریاضی بیان الگوریتم‌ها را فراهم کردند؛ حساب لاندا همچنان در طراحی زبان موثر است.

در دهه ۴۰، اولین رایانه‌های دیجیتال که توسط برق تغذیه می‌شدند ایجاد شدند. اولین زبان برنامه نویسی سطح بالا طراحی شده برای کامپیوتر پلانکالکول بود، که بین سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۳ توسط کنراد زوس برای ز۳ آلمان طراحی شد.

کامپیوترهای اوایل ۱۹۵۰، بطور خاص ÜNIVAC ۱ و IBM ۷۰۱ از برنامه‌های زبان ماشین استفاده می‌کردند. برنامه نویسی زبان ماشین نسل اول توسط نسل دومی که زبان اسمبلی نامیده می‌شوند جایگزین شد. در سال‌های بعد دهه ۵۰، زبان برنامه نویسی اسمبلی، که برای استفاده از دستورات ماکرو تکامل یافته بود، توسط سه زبان برنامه نویسی سطح بالا دیگر: FORTRAN,LISP , COBOL مورد استفاده قرار گرفت. نسخه‌های به روز شده این برنامه‌ها همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرند، و هر کدام قویا توسعه زبان‌های بعد را تحت تاثیر قرار دادند. در پایان دهه ۵۰ زبان algol ۶۰ معرفی شد، و بسیاری از زبان‌های برنامه نویسی بعد، با ملاحظه بسیار، از نسل algol هستند. قالب و استفاده از زبان‌های برنامه نویسی به شدت متاثر از محدودیت‌های رابط بودند.



پالایش

دوره دهه ۶۰ تا اواخر دهه ۷۰ گسترش مثال‌های عمده زبان پرکاربرد امروز را به همراه داشت. با این حال بسیاری از جنبه‌های آن بهینه سازی ایده‌های اولیه نسل سوم زبان برنامه نویسی بود:

APL برنامه نویسی آرایه‌ای را معرفی کرد و برنامه نویسی کاربردی را تحت تاثیر قرار داد.
PL/i(NPL) دراوایل دهه ۶۰ طراحی شده بود تا ایده‌های خوب فورترن و کوبول را بهم پیوند دهد.
در دهه ۶۰، Simula اولین زبانی بود که برنامه نویسی شئ گرا را پشتیبانی می‌کرد، در اواسط دهه۷۰. Smalltalk به دنبال آن به

عنوان اولین زبان کاملاً شئ گرا معرفی شد.

C بین سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۳ به عنوان زبان برنامه نویسی سیستمی طراحی شد و همچنان محبوب است.
Prolog، طراحی شده در ۱۹۷۲، اولین زبان برنامه نویسی منطقی بود.
در ۱۹۷۸ ML سیستم نوع چند ریخت روی لیسپ ایجاد کرد، و در زبان‌های برنامه نویسی کاربردی ایستا نوع گذاری شده پیشگام شد.

هر یک از این زبان‌ها یک خانواده بزرگ از وارثین از خود به جای گذاشت، و مدرنترین زبان‌ها از تبار حداقل یکی از زبان‌های فوق به شمار می‌آیند.

دهه‌های ۶۰ و ۷۰ مناقشات بسیاری روی برنامه نویسی ساخت یافته به خود دیدند، و اینکه آیا زبان‌های برنامه نویسی باید طوری طراحی شوند که آنها را پشتیبانی کنند.

"ادسگر دیکسترا" در نامه‌ای معروف در ۱۹۶۸ که در ارتباطات ACM منتشر شد، استدلال کرد که دستورgoto باید از تمام زبان‌های سطح بالا حذف شود.

در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ توسعهٔ تکنیک‌هایی صورت گرفت که اثر یک برنامه را کاهش می‌داد و در عین حال بهره وری برنامه نویس و کاربر را بهبود بخشید. دسته کارت برای ۴GL اولیه بسیار کوچکتر از برنامهٔ هم سطح بود که با ۳GL deck نوشته شده بود.




یکپارچگی و رشد

دهه ۸۰ سال‌های یکپارچگی نسبی بود. C++ برنامه نویسی شئ گرا و برنامه نویسی سیستمی را ترکیب کرده بود. ایالات متحده ایدا(زبان برنامه نویسی سیستمی که بیشتر برای استفاده توسط پیمان کاران دفاعی بود) را استاندارد سازی کرد. در ژاپن و جاهای دیگر، هزینه‌های گزافی صرف تحقیق در مورد زبان نسل پنجم می‌شد که دارای ساختارهای برنامه نویسی منطقی بود. انجمن زبان کاربردی به سمت استانداردسازی ML و Lisp حرکت کرد. به جای ایجاد مثال‌های جدید، تمام این تلاش‌ها ایده‌هایی که در دهه‌های قبل حلق شده بودند را بهتر کرد.

یک گرایش مهم در طراحی زبان در دهه ۸۰ تمرکز بیشتر روی برنامه نویسی برای سیستم‌های بزرگ از طریق مدول‌ها، و یا واحدهای کدهای سازمانی بزرگ مقیاس بود. مدول-۲، ایدا. و ML همگی سیستم‌های مدولی برجسته‌ای را در دهه ۸۰ توسعه دادند. با وجود اینکه زبان‌های دیگر، مثل PL/i، پشتیبانی بسیار خوبی برای برنامه نویسی مدولی داشتند. سیستم‌های مدولی غالباً با ساختارهای برنامه نویسی عام همراه شده‌اند.

رشد سریع اینترنت در میانه دهه ۹۰ فرصت‌های ایجاد زبان‌های جدید را فراهم کرد. Perl، در اصل یک ابزار نوشتن یونیکس بود که اولین بار در سال ۱۹۸۷ منتشر شد، در وب‌گاه‌های دینامیک متداول شد. جاوا برای برنامه نویسی جنب سروری مورد استفاده قرار گرفت. این توسعه‌ها اساساً نو نبودند، بلکه بیشتر بهینه سازی شده زبان و مثال‌های موجود بودند، و بیشتر بر اساس خانواده زبان برنامه نویسی C بودند. پیشرفت زبان برنامه نویسی همچنان ادامه پیدا می‌کند، هم در تحقیقات و هم در صنعت. جهت‌های فعلی شامل امنیت و وارسی قابلیت اعتماد است، گونه‌های جدید مدولی(mixin، نماینده‌ها، جنبه‌ها) و تجمع پایگاه داده.

۴GLها نمونه‌ای از زبان‌هایی هستند که محدوده استفاده آنها مشخص است، مثل SQL. که به جای اینکه داده‌های اسکالر را برگردانند، مجموعه‌هایی را تغییر داده و بر می‌گردانند که برای اکثر زبان‌ها متعارفند. Perl برای مثال، با "مدرک اینجا" خود می‌تواند چندین برنامه ۴GL را نگه دارد، مانند چند برنامه جاوا سکریبت، در قسمتی از کد پرل خود و برای پشتیبانی از چندین زبان برنامه نویسی با تناسب متغیر در "مدرک اینجا" استفاده کند.
ساعت : 1:18 am | نویسنده : admin | کاکاپو | مطلب قبلی
کاکاپو | next page | next page